کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨ - ذكر آيات و معجزات و خرق عادات آن حضرت
او بياويز، من در اين اثنا بيدار شدم ديدم كه بر بالين سرم صحيفه از طلا افتاده و بر آنجا اين تعويذ نوشته كه:
اعيذه بالواحد من شر كل حاسد، و كل خلق مارد
«الخ» يعنى واحد و اعلى او را مصون و محفوظ در پناه خود نگاه ميدارد و به يد عليا كه بالاى همه دستها است شوهر حسود و دشمن از او منع ميكند و در كنف حمايت اوست كه چشم هيچ دشمن بر او نيفتد و مضرت نرساند نه در نشستن و نه در برخاستن و نه در رفتن و نه در خواب و نه در بيدارى و نه در شب و نه در روز.
و در شب ولادت آن حضرت چهارده شرفه از طاق كسرى بيفتاد، و آتشكده فارس كه هزار سال بود كه افروخته بودند فرو نشست، و درياچه ساوه بر زمين فرو رفت، و رؤيا مؤبذان كه ديده بود و فرستادن كسرى عمرو بن نفيله را بجانب شق و سطيح كه دو كاهن بودند و اخبار كردند ايشان او را بظهور اين پيغمبر ٦ قصه آن معروف و مشهور است در كتب نقله اخبار.
و مجمل اين قصه آنكه در وقتى كه اين قضايا بوقوع آمد يكى از علماى مجوس در خواب ديد كه اشتران قوى هيكل در سير بودند و اسبان تازى در قفاى ايشان تا از دجله گذر كردند و در بلاد فارس منتشر شدند، بعد از اين كسرى فرستاد و مؤبذان كه اين خواب ديده بود طلب كرد و گفت در عالم اين سه صورت غريب كه افتادن طاق است و فرو مردن آتش و فرو رفتن درياء بظهور آمده اين چه نوع علامتى است، و مؤبذان كه اين شنيد خواب خود را گفت او را حيرت بر حيرت افزوده مؤبذان گفت حادثه عجيب روى خواهد نمود كسى را پيش شق و سطيح ميبايد فرستاد تا ايشان اين مشكل را حل كنند كسرى عمرو بن نفيله را فرستاد بزمين شام پس او سطيح را دريافت در حالت نزع و اين احوال را بر او عرض كرد گفت كه صاحب عصا يعنى محمد مصطفى ٦ ظاهر گردد و كتاب آسمانى بر او منزل شود و تلاوت آن شيوع تمام پيدا كند و شريعت او بماند تا انقراض عالم و بعدد هر شرفه كه