کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٧٥ - ذكر در بيان غزارت و كثرت علم آن حضرت
در سهل و يا در جبل و يا در ليل و يا در نهار الا آنكه من داناترم كه در شأن كه نازل شد، و در چه چيز فرود آمد، و در اين قول اشارت تامه است بوفور علم آن حضرت ٧ بمضمون كتب منزله.
و اما تفصيل علوم متداوله آنكه هر علم كه هست مبدأ و منشأ آن آن حضرت است و به وى منسوبست.
اما علوم كلام پس قايم بآن علم اشاعره و معتزله و شيعه و خوارجاند، و أشهر فرق ايشان و أئمه اين طوائف علوم خود را بآن حضرت نسبت ميدهند اما امام أشاعره ابو الحسن بوده كه شاگرد ابو على جبائى بوده و جبائى خود را بآن حضرت منسوب ميسازد، و اما انتساب شيعه بآن حضرت خود ظاهر است و احتياج به بيان ندارد و اما اكابر و رؤساى خوارج شاگردان و تلامذه آن حضرت بودند و هر گاه علماء اسلام و ائمه علم اصول خود را نسبت بآن حضرت دهند اين دلالت تمام دارد بر كثرت و غزارة علم آن حضرت.
و اقصى مطالب در علم اصول علم توحيد است و علم بقضا و قدر و علم نبوت و علم به معاد و بعث و آخرت، و كلام آن حضرت شاهد احوال اين مراتب و منازل است از اين علوم و معرفت او بأقصى غايات آن كه أوايل و أواخر از أداى آن عاجز و قاصرند پس اگر كسى بطريق تدبر نظر بر معانى كلام آن حضرت گمارد بداند كه بحرى است كه ساحل ندارد، و عمانى است كه اواخر و اوائل ندارد.