کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٥٢ - ذكر در بيان غزارت و كثرت علم آن حضرت
هرگز در مسأله از مسائل قضا شك طارى نگشت كه در ميان حكم دو كس كرده باشم، و نسائى نيز اين حديث را آورده.
و از على بن ابى طالب مرويست كه گفتم يا رسول اللَّه مرا وصيت فرماى بچيزى فرمود كه: بگو
ربى اللَّه
بعد از آن گفت: بگوى
استقم
پس گفتم آن را و بر آن زياده كردم كه: وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ، فرمود كه: علم بفرمان تو شد يا ابا الحسن شربت علم را نوشيدى و لباس اصلى علم را پوشيدى.
و ابو بريده روايت كند كه پيغمبر ٦ فرمود كه: هر پيغمبرى را وصيى و وارثى بود بدرستى كه على وصى و وارث منست.
و نيز در مناقب از انس روايت كند كه پيغمبر ٦ فرمود كه: يا انس از چاه آب بكش از براى وضوى من، من كشيدم و آن حضرت وضو گرفته و دو ركعت نماز گذارد و فرمود كه: اى انس اول كسى كه بر تو درآيد از اين در او امير المؤمنين و سيد المسلمين و قايد الغر المحجلين و خاتم الوصيين است، أنس گويد كه: من با خود گفتم بار خدايا چنان ساز كه از انصار يكى از اين در درآيد و اين را پنهان ميداشتم، ناگاه ديدم كه على بن ابى طالب (ع) از در درآمد آن حضرت فرمود كه:
چه كس بود اى أنس؟ گفتم: على بود؛ پس آن حضرت برخاست چنانچه اثر استبشار از او ظاهر بود و امير المؤمنين را در بغل گرفت بعد از آن عرق جبين خود را بر جبين او ماليد و از عرق جبين