کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٠٣ - در ذكر بيعت كردن مردم آن حضرت را
چنين است، و گفت أى ضرار چگونه است حزن و اندوهى كه جهت او دارى، گفت مثل حزن و اندوه كسى كه ولد مهربان اين كس را در كنار او بقتل آرند، پس هرگز او از گريه خالى نباشد، و حزن او تسكين نيابد.
در ذكر بيعت كردن مردم آن حضرت را
از سعيد بن مسيب روايت است كه چون عثمان بقتل آمده رخت بدار الجزا كشيد، مردم جمعيت كرده بحجره امير المؤمنين (ع) درآمدند، و گفتند يا امير المؤمنين دست مبارك دراز كن تا با تو بيعت كنيم كه خلايق را لا بد است از اميرى فرمود كه: من اين از شما قبول ندارم اين سخن أهل بدر است هر گاه كه ايشان بيايند و باين راضى باشند من قبول كنم كه هر كه با رضاى ايشان باشد او خليفه است، پس از اهل بدر هيچ كس نماند كه نيامد و گفتند كه ما كسى بهتر از تو نميدانيم بمنصب خلافت، پس دست مبارك دراز كن تا بيعت كنيم، آن حضرت فرمود كه طلحه و زبير كجايند، طلحه في الحال پيش آمد و أول او بيعت كرد بدست آن حضرت و انگشتان او شل بود آن حضرت از اين فال بد گرفت و فرمود كلمه كه او نقض عهد خواهد كرد، و بعد از آن زبير و سعد و جميع اصحاب بيعت كردند بر دست آن حضرت صلوات اللَّه عليه.
و از اسود بن يزيد نخعى روايت كنند كه چون بيعت كردند أصحاب نزد منبر رسول اللَّه بر دست آن حضرت صلوات اللَّه عليهما خزيمة بن ثابت انصارى در پيش منبر ايشان بود اين ابيات را انشا كرد:
|
اذا نحن بايعنا عليا فحسبنا |
ابو حسن مما نخاف من الفتن |
|
|
وجدناه اولى الناس بالناس انه |
اطب قريش بالكتاب و بالسنن |
|