ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٢٩ - ابن الراوندى- احمد
نقل است كه ابن الراوندى بالقطع مطعون و مورد طعن است. از ابن الجوزى نقل شده كه زنادقه اسلام سه نفر بودهاند ابن الراوندى و ابو حيّان توحيدى و ابو العلاء معرّى. در قاموس الاعلام گويد: ابن الراوندى در اصل از متكلّمين معتزله بود، اخيرا ملحد و لامذهب شد و اصلا زيربار مذهبى نرفت، بعقيده مخصوصى مقيّد نبود، در اهواز در خانه يكنفر يهودى ابو عيسى نامى اقامت داشت، اغلب كتب ضلال و لامذهبانه خود را در آن خانه تأليف داد، بهمين جهت ابو عيسى توقيف شد، خود ابن الراوندى به يهودى ديگر ابن لاوى نامى پناهنده شد و كتاب دامغ نام را هم در ردّ قرآن و حضرت رسالت ص بنام او تأليف داد و چهار هزار درهم از يهوديان سامرا گرفته و كتاب بصيرت نامى در ردّ اسلام نوشت. اكثر تأليفات او كفريّات ميباشد چنانچه كتاب التاج را در قدم عالم و كتاب الزمرد را هم در انكار نبوت تأليف داده و اين آخرى حاوى كلمات جسارتآميز در حق انبيا ميباشد.
در قاموس الاعلام گويد: از اينكه خود ابن الراوندى اكثر كتابهاى خود را ردّ كرده مكشوف ميگردد كه وى آدمى مجنون و ديوانه و بىفكر و هوش بوده و هم گويند كه در آخرين نفس توبه كرده است. از شيخ منتجب الدين هم نقل است كه ابن الراوندى يهودى مذهب بوده و اخيرا اسلام آورد، بامامت عباس بن عبد المطلب معتقد گرديد.
بنقل روضات الجنّات در رياض العلما گويد: گمان دارم كه سيد مرتضى در مطاوى كلمات شافى يا غير آن بتشيّع و حسن عقيده ابن الراوندى تصريح كرده و ابن شهرآشوب نيز بعد از قطع بطعن ابن الراوندى چنانچه مذكور شد از كتاب شافى سيد مرتضى نقل كرده كه تأليفات مشعر بر سوء عقيده ابن الراوندى كه مورد طعن و تشنيع وى شده محض براى مغالطه و اعتراض بر معتزله ميباشد، خودش علنا از آنها تبرّى كرده و تمامى آنها را بديگران نسبت ميداده است و الّا تأليفات متقن ديگرى نيز دارد مثل كتاب الامامة و كتاب العروس.
در اعيان الشيعة نيز بتشيّع وى تصريح كرده و گويد تمامى آن كتابها را (كه مشعر بر سوء عقيده وى ميباشند) در اوقاتى تأليف داده كه خودش از معتزله مذهب بوده و بعد از استبصار و قبول مذهب اماميّه آنها را ردّ و نقض كرده است و در پايان كلامش گويد