ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٣٤ - ابن ابى الحديد- عبد الحميد بن محمد
مذهب بوده از مواليان اهل بيت عصمت و طهارت بود، در محاكمه بين الفريقين نهايت انصاف را بكار برده و به داير مدار حق بودن حضرت على ع اقرار صريح آورده است. توان گفت كه او نسبت بعلماى عامّه مثل عمر بن عبد العزيز ميباشد نسبت بخلفاى بنى اميّه.
شرح نهج البلاغه او كه در اقطار عالم مشهور و بارها در مصر و ايران چاپ شده شاهد صدق مدعا بوده و بالصراحة حاكى از موالات وى نسبت بدان حضرت و خانواده رسالت ص ميباشد. خصوصا هزار فقره از احاديث و كلمات قصار علويه مرتضويّه كه بشرح مذكورش الحاق نموده ديگر مؤيّد قضيه بوده و برتر از همه قصائد سبع علويه او است كه در فضائل و مدائح آن حضرت سروده است و رضى استرآبادى و صاحب مدارك و جمعى ديگر از اجلّه شروح بسيارى بر آن نوشتهاند اينك باستناد مراتب مذكوره جمعى بتشيّع وى معتقدند.
در مجمع البحرين گويد ابن ابى الحديد در اصل معتزلى و بفرقه معتزله منسوب بوده و ميگفتند كه اين فرقه در عدل و توحيد بامير المؤمنين (حضرت على ع) استناد دارند و موافق تحقيق بعضى از افاضل، جمله: الحمد للّه الذى قدم المفضول على الفاضل الخ را نيز كه در اوّل نهج البلاغه او مندرج و ظاهرا منافى مذهب عدليّه است پيش از رجوع بحق (مذهب شيعه) گفته است بقرينه اينكه در كلمات خود اقرار بحقانيّت و تقدم حضرت امير المؤمنين ع (على) و تبرّى از ديگران مينمايد و در مجمع البحرين بعد از اين جمله اين توجيه بعضى از افاضل را تجويد كرده است بلكه بعضى از اهل سنّت نيز كه در مقام مذاكره مذهبى از جواب كلمات منصفانه مشعر بتشيّع ابن ابى الحديد كه از طرف شيعهمذهبان در مقام الزام عامّه مطرح شده درمانده از روى لاعلاجى تسنّن او را انكار كرده و بتشيّع وى رفتهاند.
از تأليفات منيفه و آثار قلمى ابن ابى الحديد است:
١- الاعتبار على كتاب الذريعة فى اصول الشريعة للسيد المرتضى علم الهدى كه سه مجلد است ٢- شرح محصل فخر رازى كه بمنزله نقض آن است ٣- شرح مشكلات الغرر لابى الحسن البصرى ٤- شرح نهج البلاغة كه فوقا مذكور، در تمامى اقطار عالم مشهور، در ديباچه آن با ادلّه و براهين متقنه ثابت و مبرهن نموده است كه همين نهج البلاغه معروف از اوّل