ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٠٧ - ابو ذر غفارى- جندب بن جنادة
و بعضى از كرامات و خوارق عادات نيز در حق او در كتب مربوطه مذكور ميباشد. خطبهاى هم دارد كه در فهرست شيخ مذكور و تمامى حوادث واقعه بعد از رحلت حضرت رسالت ص را حاوى است. در حلية الاولياء نيز اخبار از مغيّبات را بابو ذر نسبت داده و يك فقره از آنها را هم نقل كرده است.
حضرت رسول اللّه ص زهد او را تشبيه بعيسى بن مريم نموده و در صدق لهجهاش نيز فرمايد كه آسمان سايه نينداخته و زمين حامل نشده كسى را كه صادقتر از ابو ذر باشد. حضرت امير المؤمنين ع نيز فرمايد ابو ذر حامل علمى شد كه مردم از تحصيل آن عاجز ماندند و چيزى از آن علم را از دلش بيرون نكرد. بالجملة شرح مقامات ساميه ابو ذر كتاب مستقلّى را لازم داشته و خارج از حوصله اين مختصرات است.
مخفى نماند كه ابو ذر بعد از وفات ابو بكر نيز در مدينه بود تا آنكه نوبت خلافت به عثمان رسيد، ابو ذر نيز با بعضى از كارهاى او شديدا اظهار مخالفت كرد، عاقبت بهمين جهت بشام تبعيد شد، در آنجا نيز از مخالفت اعمال عثمان و معاويه خوددارى و فروگذارى نكرد و ميگفت و اللّه ميبينم كه نور حق را خاموش، باطل را احيا، اشخاص صادق را تكذيب، غير متّقى را براى انجام امور عامّه انتخاب و سركار آورده، اشخاص صالح را خانهنشين كرده و ديگران را بر ايشان مقدّم ميدارند. معاويه بعثمان شكايت كرد اينك از شام نيز به ربذه تبعيد شد و در آنجا بوده تا بسال سى و دويم هجرت در زمان خلافت عثمان همانجا در نهايت فقر بلاعقب عازم روضه رضوان گرديد.
مالكاشتر و عبد اللّه بن مسعود كه با جمعى از ياران خود از آنجا عبور ميكردهاند از قضيه مستحضر شدند، بلوازم تجهيز و تكفينش قيام كردند، بجنازهاش نماز خوانده و در همانجا دفنش نمودند اهل و عيالش را نيز بمدينه نقل دادند.
عمرو ابن عباس و جمعى ديگر از اصحاب، احاديث بسيارى بواسطه او از حضرت رسالت ص روايت كردهاند. در اعيان الشيعة نيز از مستدرك حاكم از ابو ذر روايت كرده كه حضرت رسول اللّه فرمودند: اذا اقترب الزمان كثر لبس الطّيالسة و كثرت التجارة و كثر المال