ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٨٠ - ابو حنيفه- نعمان بن ثابت
با مصاحبت او براى مدافعه از امامت و خلافت كاذبه منصور دوانيقى و امثال او كه تماما دزد بوده و بغير حق موسوم بامام و خليفه هستند واجب و لازم ميباشد. نيز در حق منصور و اتباع او ميگفته كه اگر ايشان بناى مسجدى را تصميم داده و مرا هم ببازرسى آجرهاى آن مسجد بگمارند البته قبول نميكنم (كه در حقيقت اعانت بر ظلمه است). از ابن عيينه نيز نقل كرده كه امام براى دفع ظلم و ظلمه است پس چگونه نصب ظالم براى امامت روا باشد و اگر بكنند مصداق مثل معروف است كه من استرعى الذئب فقد ظلم. اين است كه فقه زيدى با فقه حنفى در اغلب مسائل مطابق ميباشد چنانچه سيد شريف در شرح مواقف تصريح كرده است.
ابو حنيفه از مخضرمين دولتين امويّه و عبّاسيّه ميباشد كه آخر اوّلى و اوّل آخرى را درك كرده و در هردو دوره از كثرت زهد و ورعى كه داشته بسيار محترم بوده است از طرف يزيد بن عمر فزارى كه از طرف مروان بن محمد آخرين خليفه اموى والى عراقين بوده بقضاوت كوفه تكليفش كردند لكن از كثرت زهد و ورع و خوف تضييع حقوق مردم شديدا ردّ نموده و اصرار فوق العاده ايشان كارگر نشد و عاقبت محكوم بصد وده تازيانه گرديد كه بسرش زدند. همچنين از طرف ابو جعفر منصور دوانيقى دويمين خليفه عباسى (١٣٦- ١٥٨ ه ق- قلو- قنح) بقضاوت بلكه قاضى القضاتى تكليف شد او نيز اكيدا ردّ نمود و اصرار مؤثر نشد عاقبت بهمين جهت و يا بجهت ديگر مورد سطوت و غضب منصور واقع، ببغداد جلب و حبس شد، چندين مرتبه از محبس بيرونش آورده و تهديدش كردند، او نيز در ردّ خود ثابت ماند و زير بار قضاوت نرفت تا در محبس جان داد و يا از طرف منصور عاقبت محكوم بتازيانه تصاعدى شد، هرروز ده تازيانه بيشتر از روز سابق ميزدند تا آنكه شماره تازيانه بصد رسيده و در محبس درگذشت و بقول بعضى بالاخره قبول قضاوت كرد و بفاصله دو سه روز شش روز ديگر مريض شد و جان بمالك جانان سپرد.
وفات ابو حنيفه در ماه رجب يا شعبان يكصد و پنجاهم يا يكّم يا سيّم هجرى قمرى در بغداد واقع شد و مرقدش معروف است. شرف الملك ابو سعد محمد بن منصور خوارزمى