ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٦٤ - ابو حفص خوزى
ميكرد و اندوخته خود را بدرويشان ميداد و از كلمات او است:
هركه افعال و احوال خود را در هروقتى موازنه با قرآن و سنّت نبويّه نكند نبايد او را از مردان شمرد. گويند هروقتى كه نزد او ذكر خدا ميشد حالش از كثرت خوف و خشيت بطورى متغيّر ميگرديد كه حاضرين احساس ميكردند. وفات ابو حفص بسال دويست و شصت و چهارم يا پنجم يا ششم و يا هفتادم هجرت واقع شد. بنابر اوّل جمله:
امام افاق- ٢٦٤ و بنابر دويمى جمله: حداد سلطان زمان- ٢٦٥ و بنابر سيّمى جمله:
حداد محب حقنما- ٢٦٦ و بنابر چهارمى لفظ كريم- ٢٧٠ مادّه تاريخ وفات او است.
(ص ٣٣٠ ت و ٧٠٩ ج ١ س و ٥٥ ج ١ فع و ١٥٥ ج ٢ خه و ٧٠ ج ١ لر)
ابو حفص- حكيم سغدى سمرقندى
- از فضلاى قرن اوّل هجرت و بزعم بعضى مخترع ساز بربط ميباشد و از اينرو در زبان شعراء آن را بربط سغدى نيز گويند. يا بقول بعضى برعكس اين ميباشد و آن حكيم را سغدى گفتن نه بجهت انتساب بناحيه سغد است بلكه بجهت انتساب او بهمين آلت بربط اختراعى خودش ميباشد كه آنرا سغد نيز نامند. اين حكيم در نظم پارسى پس از بهرام گور مقدّم فارسىگويان و نخستين كسى است كه بزبان فارسى شعر گفته و از او است:
آهوى كوهى در دشت چگونه دودا |
او ندارد يار بىيار چگونه بودا |
|