ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٦ - مقدمه
است چنانچه در كتب ادبيّه نگارش دادهاند.
ناگفته نماند كه در زبان عرب كنيه را غالبا در مقام احترام و تعظيم استعمال نمايند زيرا مخاطب كردن اشخاص با اسامى شخصى اصلى ايشان سوء ادب عرفى ميباشد و اكثرشان (اگر يكسر هم نباشد) از ذكر اساميشان ابا و اظهار كراهت مينمايند اين است كه محض ايفاى وظيفه ادب اشخاص را با كنيه مخاطب ميدارند. فرق بين كنيه و القاب مدحيه (كه نيز براى تعظيم و احترام در كارند) اين است كه لقب با معنى خود لفظ، افاده مدح و تعظيم ميكند بخلاف كنيه كه مشعر بتعظيم بودن آن فقط بجهت ذكر نكردن اسم شخصى است كه نوعا منفور طباع است.
ظاهر كلام سيوطى انحصار استعمال كنيه بهمين مرام احترام است و لكن چنانچه فوقا اشعار داشتيم اين حكم غالبى ميباشد نه دائمى انحصارى بلكه گاه است كه كنيه را در مقام تحقير و تذليل نيز استعمال كرده و كنايه از صفات رذيله و قبيح الذكر نمايند مثل ابو جهل و ابو الفواحش و مانند آنها. در مادّه عته از قاموس اللّغة گويد كه ابو العتاهيه لقب ابو اسحق اسمعيل است نه كنيه او و جوهرى را هم در كنيه گرفتن آن نسبت باشتباه و توهّم داده است. ظاهر اين كلام قاموس آنكه هرلفظ مصدّر به اب، كنيه نميباشد بلكه در جائى كنيه گويند كه منظورنظر، تعظيم و احترام باشد و بنابراين ابو جهل و نظائر آن نيز از قبيل لقب بوده و قول مذكور سيوطى اقرب بصحت است. اگرچه بعضى از اهل ادب بخيال اينكه هرلفظ مصدّر به اب كنيه ميباشد از قول مذكور قاموس كه ابو العتاهيه را لقب دانسته تعجب مينمايند لكن محاورات عرفيّه قول قاموس را تأييد مينمايد. در تفسير سوره عبس از تفسير المنار نيز كلمه ام مكتوم را لقب عاتكه مادر عمرو بن قيس و در سوره تبت از تفسير مذكور هم كلمه ابو لهب را لقب عبد العزّى گرفته و نظائر اين بسيار است و معذالك باز هم اختلاف اصطلاح جاى مناقشه نيست.
تبصرة- از بعض مثالهاى فوق استظهار ميشود كه در صحت استعمال كنيه لازم نيست كه صاحب آن فرزندى يا پدرى يا برادرى داشته باشد كه مجوز استعمال ابو فلان و