ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٨٤
اطبّاى وقت براى معاينه، حاضر و اصول تداوى من پسنده همه ايشان بود كتابخانه دولتى باختيار من موكول شد، از كتب حكمت فارابى كه در آنجا جمع بودند شب و روز فنون حكمت را ياد گرفتم تا در سنّ بيست و چهار سالگى ديگر علمى بنظرم نيامد كه معرفتى بدان نداشته باشم.
از روضة الصفا نقل است كه بعد از بيان بعضى از مراتب مذكوره گويد: ابن سينا در ده سالگى از اصول عربيّه و قواعد ادبيّه فراغت يافت، گاهى رسائل اخوان الصفا را مطالعه كرد، حساب و جبر و مقابله را از محمود مساح خواند، منطق و مجسطى و تحرير اقليدس را از حكيم ابو عبد اللّه مائلى فراگرفت، پس به طبيعيّات و الهيّات و طب اشتغال ورزيد، در اندكزمانى بمقامى نايل گرديد كه دسترس پيشينيان نبوده است.
محفل او مجمع مهره و حذّاق اطبّا بود، با اين حال براى اخذ فقه و اصول بمجلس اسمعيل زاهد تردّد داشت و آنى از مطالعه و كتابت فراغت نيافت، شبها بسيار كم مىخوابيد هرمطلبى كه در حل آن درمىماند وضو گرفته و بمسجد ميرفت، با خشوع تمام دو ركعت نماز مىخواند، بدعا و استغاثه اشتغال مييافت تا آنكه شبهه و اشكال او مرتفع مىگشت تا قضيه معالجه نوح بن منصور و تحت اختيار وى آمدن كتابخانه را مذكور داشته و گويد:
در بيست و دو سالگى او، كه پدرش مرد و در دولت سامانيان تزلزلى راه يافت بخوارزم رفت، با ابو سهل مسيحى و ابو ريحان بيرونى و ابو الخير خمار و بعضى ديگر از اكابر حكما و علماى وقت كه ملازم دربار خوارزمشاه على بن مأمون بودهاند ملاقات نمود، تصادفا يك مطلب لغوى بين او و علاء الدولة ابو منصور اصفهانى مورد بحث شد، ابو منصور گفت كه تو حكيم و فيلسوف بوده و از لغت بىاطّلاع هستى و آن پايه را ندارى كه گفتههاى تو پذيرفته باشد اينك ابو على بسيار متأثر شد، بمطالعه لغت پرداخت و در اندكزمانى مهارت بينهايت يافت و با لغات غريبه غيرمتداوله سه قصيده نظم كرده و سه رساله نگاشت، آنها را در كاغذهاى كهنه و پوسيده نوشته و با جلدى كهن مجلّد ساخته و بنظر ابو منصور رسانيد و هريك از لغات آنها كه محل شبهه بود ابو على مدرك و مأخذ آن را معين نمود