ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٨٣
ديگر افشنه نام نزديكى آن، ازدواج كرد، ابن سينا هم در ماه صفر سال سيصد و هفتادم يا هفتاد و سيّم يا پنجم هجرت از همان ستاره بدرخشيد و با پدر خود ببخارا كه در آن اوان مركز علما و فحول دانشمندان بوده رفت. پيش از ده سالگى قرآن مجيد را حفظ نمود و در اندكزمانى ادبيّات و علوم دينيّه و حساب و هندسه و منطق و جبر و مقابله و هيئت را ياد گرفت. پس بتحصيل طبّ و فنون حكمت و فلسفه آغاز نمود تا در تمامى علوم متداوله معقولا و منقولا وحيد عصر خود شد و بتمامى معلّمين و اساتيد خود تفوق يافت، استعداد و ذكاوت فوق العاده او جالب حيرت تمامى علماى وقت گرديد. اخيرا محض تمهّر در فنون طبّى بناى معالجه و طبابت گذاشت تا آنكه در اثر حسن معالجه بعضى از سامانيان، ديگر بيشتر مورد توجه شد و كتابخانه مكمّل ايشان تحت اختيار وى درآمد.
در نتيجه مطالعات عميقه شبانروزى تمامى كتب طبّيّه موجوده، خصوصا بعضى از نسخههاى ناياب منحصر، چون اين مطالعات توأم با ذكاوت فطرى و تجربيّات شخصى خودش بوده در هردو قسمت علمى و عملى طبّ يگانه دهر و شهره آفاق شد، مهارت و حذاقت فوق العادة و نوادر معالجات محيّر العقولى كه از وى به بروز آمد مورد شگفت يگانه و بيگانه گرديد.
بواسطه شيخ ابو عبيد جوزجانى (از تلامذه ابن سينا) از خودش نقل است كه چون بحدّ تميز رسيدم مرا بمعلّم قرآن و پس بمعلّم ادب سپردند، هرچه را كه شاگردان ديگر ميخواندند من حفظ ميكردم. علاوه بر آنها از طرف استاد، بقرائت كتاب الصفات و غريب المصنف و ادب الكاتب و اصلاح المنطق و شعر حماسه و ديوان ابن رومى و تصريف مازنى و نحو سيبويه موظّف شدم و همه آنها را در مدت يكسال و نيم حفظ كردم و اگر تعويق استادم نبودى در كمتر از آن نيز حفظ ميكردم. چون بده سالگى رسيدم محل حيرت و تعجب اهل بخارا بودم پس بفقه شروع كردم و در دوازده سالگى در بخارا موافق مذهب ابو حنيفه فتوى ميدادم. بعد شروع بتحصيل طبّ كردم و در شانزده سالگى كتاب قانون طب را تأليف دادم. در نتيجه معالجه و طبابت مرض نوح بن منصور كه با موافقت