ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٥٦ - ابن زيدون- احمد
كرد و بپدر خود ابو سفيان ملحقش نمود و زياد بن ابو سفيان گفتند.
در نامه چهل و چهارم حضرت امير المؤمنين ع در نهج البلاغة بهمين مطلب اشاره شده و در قاموس الاعلام نيز گويد كه زياد، ولد نامشروع ابو سفيان بود. ابن خلّكان هم ضمن شرح حال ابن مفرغ يزيد، شرحى در همين موضوع نگاشته است و هجويّات خود ابن مفرغ كه درباره خود زياد و دو پسرش عبيد اللّه و عباد گفته بسيار بوده و در شرح حالش اشاره خواهد شد. عبيد اللّه در سال شصت و هفتم هجرت بدست ابراهيم بن اشتر مقتول شد، بعد از سوزاندن بدن سرش را بكوفه فرستاده و در دار الاماره خود آن لعين پيش مختار گذاشتند بشرحى كه ضمن عنوان شعبى اشاره نموديم.
(ص ٢٤٣٥ و ٣١١٩ ج ٤ س و اطلاعات متفرقه)
ابن زيدون- احمد
- بن عبد اللّه بن احمد بن غالب بن زيدون، اندلسى قرطبى اشبيلى مخزومى، مكنّى به ابو الوليد، معروف به ابن زيدون، از مشاهير ادبا و شعراى اندلس از قبيله بنى مخزوم ميباشد كه بسال سيصد و نود و چهارم هجرت در شهر قرطبه از بلاد اندلس متولد شد، با فصاحت بيان و طلاقت لسان معروف و نزد ملوك اندلس بسيار محترم بود، بجهت بصيرت كاملى كه در سياسات داشته گاهى بسمت سفارت ببلاد ديگر اعزام ميگرديد تا اخيرا مفضوب و زندانى شد، از آنجا با شبيليه فرار كرده و از خواص ندماى معتضد باللّه صاحب اشبيليه بوده و بالاخره بمقام وزارت رسيد، بعد از وفات معتضد، متصدى وزارت پسرش معتمد نيز گرديد و از اينرو بلقب ذو الوزارتين شهرت يافت، در ديوان اشعارى نيز بدو منسوب است و بسال چهار صد و شصت و سيّم هجرى قمرى در اشبيليه درگذشت و از ابيات قصيده نونيه مشهوره طريفه او است:
اضحى التنائى بديلا من تدانينا |
و ناب عن طيب لقيانا تجافينا |
|
من مبلغ الملبسينا بانتزاحهم |
ثوبا من الحزن لايبلى و يبلينا |
|
ان الزمان اللذى قد كان يضحكنا |
انا بقربكم قد صار يبكينا |
|
حالت لبعدكم ايامنا فغدت |
سودا او كانت بكم بيضا ليالينا |
|
بالامس كنا و لا نخشى تفرقنا |
و اليوم نحن و ما يرجى تلاقينا |
|