ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٦٦ - ابن الحجاج- حسين بن احمد بن حجاج
موجود ميباشد و بعضى گويند ديوان ابن الحجاج حسين، ده مجلّد بوده كه سيد رضى آن را منتخب كرده و الحسن من شعر الحسين ناميده است. بديع اسطرلابى سابق الذكر هم آن ديوان را بيكصد و چهل و يك باب كه هربابى در يكى از فنون شعريّه ميباشد مرتّب نموده و آن را درة التاج فى شعر ابن الحجاج نام كرده و نسخه آن در پاريس است.
از نوادر قضايا كه در روضات الجنّات از كتاب درّ النّضيد سيد جليل القدر زين الدين على بن عبد الحميد نجفى حسينى صاحب كتاب الانوار المضيئة نقل كرده و دليل غايت جلالت و تقرّب ابن الحجاج نزد خانواده عصمت ع ميباشد آنكه: پس از آنكه سلطان مسعود بن بويه ديلمى در نجف حصار صحن مقدّس مرتضوى ع را بنا نهاده و از تعميرات قبّه مباركه فراغت يافت داخل حرم مبارك شده با كمال ادب نشست، در آن حال ابن الحجّاج در مقابلش دم در مبارك حرم ايستاده و شروع بخواندن همين قصيده فائيّه كرد تا به هجويّات بعضى از معاندين كه در ضمن قصيده بوده رسيد، سيد مرتضى كه نيز حاضر بوده در غلظت شد و از خواندن آنها در حضور مبارك حضرت امير المؤمنين ع صريحا نهى فرمود ابن الحجاج نيز در همانجا قطع كلام نمود. شب آن حضرت را در خواب ديد كه تسليت خاطرش داده و فرمود دلتنگ مباش كه سيد مرتضى را امر كرديم براى اعتذار بخانه تو آيد و تو استقبالش نكن كه او بتو وارد شود تصادفا همانشب سيد نيز حضرت رسالت ص و ائمّه اطهار ع را در خواب ديده و سلام داد، لكن توجهى نديده و از اين جهت افسرده شد، عرض نمود كه اى موالى من، من بنده و فرزند شما هستم و بچه سبب سزاوار اين عدم توجه شدهام فرمودند محض بجهت شكستن خاطر شاعر ما ابن الحجاج، اينك بمنزلش رفته و اعتذار كن، نزد ابن بويهاش برده و خاطر ابن بويه را نيز از عنايتى كه درباره وى داريم مستحضر گردان پس سيد از خواب بيدار شد و حسب الامر جهانمطاع، دردم برخاسته و رفته و در حجره ابن الحجاج را زد، ابن الحجّاج ندايش كرد كه يا سيدى همان كسى كه ترا نزد من فرستاده مرا نيز امر كرده است كه بسوى تو بيرون نشده و استقبالت نكنم سيد گفت بلى اطاعت امر ايشان واجب است. سيد وارد شده و اعتذار نمود، او را پيش ابن بويه