ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٦٢ - ابن ابى العوجاء- عبد الكريم بن ابى العوجاء
مسكونى خود را بمعادل همين مبلغ فروخته و بالتمام بخدمت او آورد كه دين خود را تأديه كرده باشد. او پرسيد كه اين چه پولى است گفت همان طلب تست كه در ذمّه من بوده است، محمد گفت كه از ارث بتو رسيده و يا ديگرى بتو بخشيده و يا از عايدى مستغلات است گفت هيچكدام نيست پس از كجا بودن آن را استفسار نمود گفت كه بهاى خانه مسكونى خودم ميباشد. محمد گفت ذريح محاربى از حضرت صادق ع روايت كرده است كه: لا يخرج الرجل عن مسقط رأسه بالدين يعنى شخص را از مولد خود بجهت دين بيرون نميكنند (كه باصطلاح فقهى از مستثنيات دين است) بلفظ جلاله قسم ياد كرد، در اينحال كه محتاج يك درهم هستم، با وجود اين احتياجى كه دارم يك درهم از اين پول كه بهاى خانه مسكونى تست داخل در ملك من نميشود.
(ص ٤٦ هب و ص ٦٧٧ ج ١ مه و كتب رجاليه)
ابن ابى العوجاء- عبد الكريم بن ابى العوجاء
- از زنادقه و ملاحده عرب عهد حضرت صادق ع ميباشد كه از تلامذه حسن بصرى، دايى معن بن زائده شيبانى، در باطن از پيروان كيش مانى، شيطانى بوده بصورت انسانى، زنديقى بوده بكسوت اسلامى و صانع و نبوت را منكر. باحكام و آداب و مشاعر مقدّسه دينيّه و بالخصوص نسبت بمكّه معظّمه مسخرههاى بسيارى داشت، وساوس و تسويلات او در عقائد مسلمين و موضوعات وى در احكام دين مبين مشهورتر از كفر ابليس لعين ميباشد. از كثرت غرورى كه در جدل داشته چندين بار با حجّت كردگار بمقام مجادله و معارضه برآمد، در قبال حجج ساطعه آن حجّت بالغه ملزم بحق و محكوم به بىحقى شد، معذالك باز هم در اثر قساوت قلب و طينت شيطانى كه داشته بعناد و تمرّد خود ميافزود و اخبار بسيارى در همين موضوع وارد و اكثر آنها در كتاب احتجاج طبرسى و جلد چهارم بحار الانوار مجلسى مذكور ميباشد.
عاقبت كه زندقه و الحادش مشهور گرديد محمد بن سليمان كه از طرف منصور دوانيقى والى كوفى بوده بسال يكصد و پنجاه و پنجم هجرت بقتلش آورد و در همان حال