ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٢٥ - ابن ابى الازهر- محمد بن مزيد
بود، بتدريس و امامت اقبالى نداشت، تكليف قضاوت را ردّ كرده و با كمال انقطاع ميگذرانيد تا بسال پانصد و سى و دويم هجرى قمرى در قرطبه درگذشت.
(ص ٢٧٢ ت)
ابن الابريسمى
جعفر بن محمد بن جعفر بن محمد بعنوان ابن نما خواهد آمد.
ابن ابى الاحوص- حسين بن عبد العزيز بن محمد
- قرشىّ القبيلة، فهرىّ الشعبة، غرناطى البلدة، ابن الناظر و ابن ابى الاحوص الشهرة، از افاضل اواخر قرن هفتم هجرت ميباشد كه فقيه محدّث حافظ قارى اديب نحوى، بافاده و استفاده بسيار حريص بود، از شلوبين اكبر و على بن جابر دباج و ديگر اجلّه تحصيل مراتب علميّه نموده و از تأليفات او است:
١- برنامج در قرائات ٢ تا ٤- شرح اربعين و جمل و مستصفى ٥- المسلسلات.
ابو حيّان نحوى مشهور تمامى آنها را از خودش خوانده و روايت مينمايد. وفات ابن ابى الاحوص بسال ششصد و نود و نهم يا هفتصد تمام هجرت در نود و شش يا هفت سالگى در غرناطه از بلاد اندلس واقع گرديد. (ص ٢٥٦ روضات الجنات)
ابن ابى الازهر- محمد بن مزيد
- يا زيد، يا محمد بن احمد بن مزيد بن محمود بن ابى الازهر منصور بن راشد، مكنّى به ابو بكر يا ابو الازهر، معروف به ابن ابى الازهر، محدّث نحوى اخبارى شاعر بوسنجى از محدّثين و فضلاى قرن چهارم هجرت ميباشد، از مبرّد روايت نموده و دارقطنى و جمعى ديگر از وى روايت مينمايند. حال او بين ارباب تراجم و رجال محل خلاف است، بعضى از مصنّفين شيعهاش شمرده و خطيب بغدادى گويد محل وثوق نميباشد و بنام ثقات روات جعل حديث مىكرده و احاديث منكرى روايت نموده و كذّابترين اهل حديث است.
نگارنده گويد موافق بعضى از علماى رجال حال او مجهول و ظاهر آن است كه قدح و طعن خطيب، محض بجهت اخبارى است كه در تاريخ خود از همين ابى الازهر در فضائل و مناقب حضرت امير المؤمنين و حضرت حسين ع روايت نموده است. بهرحال كتاب