ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣١١ - ابو يزيد بسطامى- طيفور بن عيسى
آن خانواده جليله را نمود و از تلامذه بلكه اهل اسرار آن حضرت نيز بوده است تا آنكه روزى او را امر نمود كه كتابى را از رفخانه بياورد، گفت يا ابن رسول اللّه رف كجاست؟
آن حضرت فرمود در اين مدت كه اينجا هستى رفخانه را كه بالاى سر تست نشناختى؟
گفت در تمامى اين مدت اشتغال تمام فكر من بوجود مقدّس تو و انوار تو بوده و اصلا بچيزى ديگر توجهى نشده است. آنحضرت فرمود كه پس امر تو بپايان رسيده (يعنى در ارشاد) اينك وقت است كه به بسطام بروى و مردم آنجا را بتوحيد و نبوت و طرف اولياء اللّه دعوت كنى او نيز اجابت كرد و يا بروايتى، رفيقى موافق و خلعتى را درخواست نمود آن حضرت نيز جبّه شخصى خود را كه دربر داشته بدو عنايت فرمود، پسرش محمد را نيز همراهش نمود پس هردو ببسطام رفتند و جناب محمد پيش از ابو يزيد در همانجا وفات يافت و قبرش هم مزار مردمان ميباشد و ابو يزيد مشغول انجاموظيفه بوده است.
جمعى ديگر با در نظر گرفتن سال ولادت و وفات ابو يزيد (كه ذيلا خواهد آمد) ملاقات او را با آن حضرت مستبعد بلكه ممتنع شمرده و اين ملاقات و استجازه و استرشاد و استناره او از انوار ولايت مطلقه را بحضرت رضا ع (متوفى بسال ٢٠٣ ه ق- رج) منسوب داشته و استرشاد و استجازه و استناره از انوار قدسيّه حضرت صادق ع را (كه در كلمات جمعى ديگر از اهل فن مذكور است) حمل بر عالم معنى كردهاند كه از روحانيّت آن بزرگوار استمداد و اخذ فيوضات الهيّه نموده است، يا اينكه از سهو و اشتباه كاتب بوده كه بعوض حضرت رضا حضرت صادق نوشته و يا اينكه ابو يزيد بسطامى از عرفا، دو نفر بوده يكى فيض حضور حضرت صادق ع را درك كرده و به كبير موصوف و ديگرى بشرف حضور حضرت رضا ع مشرّف و به صغير معروف است. در روضات هم در دفع اشكال مزبور ملاقات ابو يزيد با حضرت صادق ع، همين وجه آخرى را تقويت كرده و بتعدّد با يزيد قائل شده است. در تأييد آن از معجم البلدان نقل كرده كه ضمن شرح شهر بسطام گويد:
قبر ابو يزيد طيفور بن عيسى بن سروشان زاهد بسطامى، در وسط همان شهر در جنب بازار است، نيز از آن شهر برخاسته طيفور بن آدم بن عيسى بن على زاهد بسطامى اصغر و بعد