ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٦ - ابو هاشم- عبد اللّه بن محمد بن حنفية
ابو هاشم- عبد اللّه بن محمد بن حنفية
- ملقّب به اكبر، مكنّى به ابو هاشم، موافق نقل از مناقب ابن شهرآشوب از علماى تابعين، ثقه و جليل القدر بود، زهرى و عمرو بن دينار از وى روايت كرده و در سال نود و هشتم يا نهم هجرت درگذشت. از عمدة الطالب نقل است كه ابو هاشم امام كيسانيّه بوده و بيعت امامت از وى به بنى عباس منتقل گرديد. ابن خلّكان گويد ابو هاشم مذكور عظيم القدر بود، معتقدين امامت محمد بن حنفيّه بعد از وفات او بامامت همين ابو هاشم معتقد بودهاند، او هم در سال نود و هشتم هجرت وفات يافت و محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس را وصى خود كرد و گفت صاحب اين امر (امامت) توئى يعنى در نسل تو خواهد بود و كتابهاى خود را نيز بدو تسليم نموده و شيعه را از همين قضيه بياگاهانيد اينك محمد بن على نيز در حين وفات خود پسر خود ابراهيم معروف به امام را بوصايت معرفى كرد و در آن اوان ابو مسلم خراسانى از خراسان نشأت يافته و مردم را به بيعت ابراهيم مذكور دعوت نمود و ابراهيم بهمين جهت مشتهر به امام گرديد، همين قضيه بموجب اخطار نصر بن سيار كه در آن موقع از طرف مروان حمار آخرين خليفه بنى اميّه حكومت خراسان را داشته مسموع مروان مذكور شد، ابراهيم را احضار و زندانى نمود، ابراهيم هم پس از قطع بمرگ خود برادرش عبد اللّه سفاح را وصى كرد و خودش بفاصله دو ماه در زندان مرد و يا مقتول گرديد و موفق بخلافت نشد تا سفاح، اوّلين خليفه عباسى گرديد.
نگارنده گويد: پرواضح است كه اين اخبار ابو هاشم از خلافت بنى عباس كه ابن خلّكان نوشته و از طبرى نيز نقل شده مأخوذ از پدرش محمد بن حنفيّه ميباشد كه او نيز از والد بزرگوار خود مخزن علم الهى حضرت ولى اللّهى اخذ نموده است چنانچه آنحضرت در خطبه زوراء و بعضى از خطب ديگر نهج البلاغة ظهور دولت عباسيّه و آمدن لشگر ترك را با لسان مبارك حقايق ترجمان، بعرصه بيان آوردهاند. بنا بنقل معتمد، ابن ابى الحديد از ابو جعفر نقيب استفسار نمود كه بنى اميّه از چه راه دانستند كه خلافتشان به بنى عباس منتقل ميشود و اوّلين خليفه عباسى هم عبد اللّه نامى خواهد بود گفت اصل همه اين قضايا