ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١٤ - ابو عمرو- زبان بن علاء بن عمار
عطا و ابو الحارث، خلف وى گرديدند پس ابو اسحق حضرمى، ابو عمرو عيسى بن عمر ثقفى و صاحب ترجمه ابو عمرو زبّان بن علاء بصرى خلف آن پنج نفر شدند بعد از ايشان نيز ابو عبد الرحمن خليل عروضى سابق الذكر و بعضى ديگر در طبقه چهارم بودهاند. در طبقه پنجمى كسائى و سيبويه و اصمعى و ديگر اكابر وقت قرار داشتند و بعد از ايشان نيز علماى نحو و ادب بنام بصريّين و كوفيّين بدو فرقه منشعب و در هرزمانى خلف جانشين سلف ميبودند تا آنكه نوبت بمتأخّرين علماى عربيّه رسيد، ابن حاجب، ابن مالك، ابن هشام، خالد ازهرى، محمد يا احمد بن حسن جارودى، رضى استرآبادى، جلال الدين سيوطى، عبد الرحمن جامى و ديگر اجلّه پا بعرصه وجود گذاشته و دقائقى را كه بنظر سلف نرسيده بوده بمقام تحقيق آوردند و بمفاخر متأخّرين افزودند. بعد از انقراض ايشان نيز بحكم كل شيىء جاوز حده انقلب ضده رو باضمحلال و محكوم بزوال گرديد (واى اگر از پس امروز شود فردائى) نگارش بعضى از قضاياى داير بهمين موضوع كه بخود اين ناچيز تصادف كرده است خارج از قدرت قلم بوده و جز درد و الم ثمرى ندارد فانا للّه و انا اليه راجعون.
از جمله قرائات ابو عمرو است كه حرف ياى متكلّم را در آيه وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي بفتحه خوانده است و گويد كه با سكون خواندن آن بشكل وقف بوده و بعد از وقف، لا اعبد گفتن بمنزله ابتداى كلام ميشود و نفى عبادت را ميفهماند، پرواضح استكه اين قضيه نهايت حدّت ذهن و توجه بر معانى لطيفه است. نيز گويد آيه شريفه مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً را بفتح غين خوانده و در پى شاهدى براى اين قرائت خودم بودم تا آنكه حجّاج بن يوسف امر باحضار پدرم داد من هم با پدرم به يمن فرار كرديم، و در صحراى يمن بكسى تصادف نموديم كه اين اشعار را ميخواند:
اصبر النفس عند كل مهم |
ان فى الصبر حيلة المحتال |
|
لاتضيقن بالامور فقد تكش |
ف غماؤها بغير احتيال |
|
ربما تجزع النفوس من الام |
ر له فرجة كحل العقال |
|