ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٠ - ابو ايوب شاذكونى- سليمان بن داود
ابو ايوب
در اصطلاح رجال و تراجم كنيه ابراهيم بن عيسى يا عثمان يا زياد خرّاز يا خزّاز و حارثة بن قدامه تميمى و منصور بن حازم بجلى و هلال بن مقلاص صيرفى و جمعى ديگر ميباشد اينك بعضى از ايشان را تذكّر و ديگران را موكول بكتب رجاليّه ميداريم.
ابو ايوب انصارى- خالد بن زيد بن كليب
- خزرجى انصارى، از اكابر اصحاب حضرت رسالت ص و حضرت امير المؤمنين ع و حاضرين بدر و عقبه و غزوات ديگر بود، آن حضرت هنگام هجرت بمدينه منوّره در خانه وى نزول اجلال فرمود. خدمات وى و مادرش در حق آن حضرت معروف است. آن زن از هردو چشم نابينا بوده و بسيار تمنّا ميكرد كه اقلا يك چشمش بينا ميبود تا جمال مبارك عديم المثال آن وجود مقدّس را زيارت مىنمود پس در اثر يك توجه آن بزرگوار از هردو چشم بينا گرديد و اين نخستين معجزه بوده كه در مدينه از آن حضرت بظهور پيوست.
ابو ايّوب گويد كه آن حضرت در طبقه تحتانى خانهام نزول فرمود، شب ديدم كه مسكن آن حضرت مهبط انوار الهى است اينك تحتانى بودن منزل آن وجود مقدّس را ديگر دور از وظيفه ادب ديدم، با زن خودم امّ ايّوب همفكر شدم، تمام شب انديشناك بوده و بخواب نرفتم، صبح قضيه را بعرض حضور مبارك رسانيدم. بعد از التجا و سوگند دادن بطبقه فوقانى تشريففرما شدند. گويند كه ابو ايّوب در زمان معاويه بعزم غزوه باستانبول رفت و بسال پنجاهم يا پنجاه و يكم يا دويم هجرت در همانجا وفات يافت، در قرب حصار شهر مدفون گرديد، بقعه او مشهور و مزار مردم ميباشد. نيز گويند كه مسيحيان آن سرزمين از ديرگاهى در هنگام استسقا بدانجا رفته و دعا مينمودند و بسط تحقيق رفتن باستانبول و مزاياى ديگر قضيه ابو ايّوب را موكول بكتب مربوطه ميدارد.
(ص ٤ هب و ١١٩ مف و ١٥٣ ج ١ تاريخ بغداد و غيره)
ابو ايوب شاذكونى- سليمان بن داود
- بهمين عنوان شاذكونى نگارش يافته است.