ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٦ - ابو الاسود دئلى
نحويّه ديگر كه بمرور ايّام تصادفش نمايد ارشاد كرد و فرمود: و اضف اليه ما وقع اليك.
ابو الاسود گويد بعد از صدور اين امر مطاع قواعدى جمع كرده و بنظر مبارك آن حضرت رساندم كه از آنجمله پنج حرف نصب (حروف مشبّهة بالفعل) انّ و انّ و كانّ و ليت و لعلّ بوده و حرف لكنّ را كه نيز يكى از آنجمله است ننوشته بودم، آن حضرت فرمود پس چرا لكنّ را ترك كردهاى گفتم بخيالم نرسيد كه آن نيز از حروف نصب است پس آن را نيز بحسب دستور مطاع بدانها افزودم.
وجه تسميه علم نحو نيز از همان فرمايش فوق آن حضرت اقتباس شده و يا خود بجهت آن است كه در موقعى كه ابو الاسود بعضى از قواعد موضوعه خود را بنظر حقايق اثر آن حضرت رسانيد مورد قبول و تحسين شد و فرمود نعم ما نحوت يا ما احسن هذا النحو الذى نحوت. از ابو جعفر بن رستم طبرى نقل است وقتى كه آن حضرت بعضى از قواعد نحويّه را بابو الاسود القا فرمود ابو الاسود گويد فاستأذنته ان اصنع نحو ما صنع يعنى از آنحضرت استيذان نمودم بهمان نحوى كه كرده من هم عمل و اقدام كنم اينك اين علم بهمان سبب به نحو ناميده شد.
نگارنده گويد در سبب وضع علم نحو و وجه تسميه آن علم شريف بهمين اسم مشهورى خود، جهات ديگرى نيز بهمين نمط گفتهاند كه اصلا منافى همديگر نبوده و همه آنها ممكن الوقوع است و كلمه جامعه در سبب وضع و ابتكار اين علم كه آن حضرت را بدان وادار كرد همانا غلط يا اغلاطى بوده كه از اختلاط عرب با عجم و ملل ديگر ناشى، زبان اصلى ايشان را فاسد و بالنتيجه منتهى بتحريف و غلط خواندن كتاب الهى ميگرديد. همچنانچه در اوّل عنوان اشاره شد ابو الاسود، شاعر حاضرجواب و بديههگوى بوده است. وقتى در قبيله بنى قشير (كه ناصبى و جبرى بودهاند) وارد شد، ايشان سنگ بجانبش مىانداختند او نيز رد ميكرد، روز ديگر چون كار بآشتى انجاميد ايشان را بجهت آن كردار خارج از نزاكت ملامت مىنمود ايشان از روى همان عقيده جبرى گفتند ما سنگ نينداختيم بلكه سنگانداز خدا بوده است گفت بخدا دروغ نبنديد كه