ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٣٨ - ابو سفيان- مغيرة بن حارث
شهرتطلب بوده خواستار امتيازى گرديد، آن حضرت نيز بمأمن بودن خانهاش مستبشرش فرمودند. بعد از مراجعت بمكّه بناى دعوت گذاشته و مردمرا بقبول دين مقدّس اسلامى و تسليم بودن بآن بزرگوار وادار مينمود، در آن حال زنش هند كه عداوت و كين و كدورت او با اسلام و صاحب اسلام آفتابى ميباشد ريش شوهر را گرفته و احمقش خطاب كرد و مردمرا بقتل وى ميشورانيد. بارى ابو سفيان بعد از فتح مكّه در زمره اصحاب داخل شد، در غزوه طائف نيز حاضر بود و يك چشمش در آن غزوه كور گرديد، در سال سيزدهم هجرت در زمان خلافت ابو بكر در محاربه يرموك نيز حاضر و چشم ديگرش هم در همين محاربه كور شد تا در سال سى و يكم يا دويم يا چهارم هجرت با چشم كور و دل پرنفاق عازم مقرّ خود گرديد. (ص ٧٢٥ ج ١ س و ٢٢ هب و غيره)
ابو سفيان بن العلا
از اكابر نحويّين و علم انساب و اصحاب قرائت و نامش عين همين كنيه بوده و در سال يكصد و شصت و پنجم هجرت درگذشت و او برادر ابو عمر و زبان بن علاء آتى الذكر است.
(سطر ٢٠ ص ٢٩٩ ت)
ابو سفيان- مغيرة بن حارث
- بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف، قرشى هاشمى، پسر عمّ حضرت رسالت ص و برادر رضاعى آن حضرت بود و پيش از بعثت نهايت انس و الفت باهم داشتند. بعد از بعثت با خود آن بزرگوار و تمامى اصحاب كبار بناى اذيّت و آزار گذاشت تا آنكه بسال فتح مكّه خود و پسرش جعفر دين مقدّس اسلامى را قبول و در سلك فضلاى اصحاب منسلك شدند، در غزوه حنين نيز حاضر بود، غيرت و كوشش بسيارى ببروز آورد، لكن از كثرت حيا و شرمسارى كه از جهت عداوت ديرينه داشته در حضور آن حضرت روى سربلند كردن نداشت، تا آنكه بدستور حضرت على ع فيضياب حضور نبوى ص شد و آن كلامى را كه برادران حضرت يوسف در موقع تشرّف بحضورش در مقام اعتذار از خطاياى خودشان عرضه داشته بودند تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ او نيز معروض حضور رأفت ظهور آن حضرت