ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٣١ - ابو سعيد- فضل اللّه بن ابى الخير
ابو سعيد- عبد الملك بن قريب
- در باب اوّل بعنوان اصمعى نگارش يافته است.
ابو سعيد- عثمان بن سعيد
- در باب اوّل بعنوان ورش مذكور است.
ابو سعيد- فضل اللّه بن ابى الخير
- صوفى نيشابورى، از اكابر و مشايخ عرفا و متصوفه نامى قرن پنجم هجرت ميباشد كه پيشواى اهل طريقت، علوم ظاهرى و باطنى را جامع، در فنون كمالات ممتاز بود، از صغر سن رياضات شاقه كشيد، شراب وجد و حال را چشيد، بصحبت جمعى از اكابر رسيد، زحمت بسيارى از ابناى روزگار ديد، از دست بعضى از اكابر مشايخ وقت خرقه خلافت پوشيد، بقول قاموس الاعلام اصول تصوف و طريقت را از ابو الفضل لقمان سرخسى اخذ كرد. بارى شرح حالش در تذكرهها و تواريخ و سير مذكور، كرامات بسيارى بدو منسوب، سلسله طريقتى او با سه واسطه بجنيد بغدادى موصول، از نوادر روزگار معدود، كلمات و رباعيات عارفانه او بسيار و از آن جمله است:
مابين خالق و مخلوق عرش و كرسى نتواند حجاب شد بلكه پندار و خودبينى، يگانه حاجب است و بس، آن را از ميان برگير تا با خداى خود نزديك شوى. در جواب سؤال از معنى تصوّف گفت تصوف آن است كه آنچه در سر دارى بنهى و آنچه كه در دست دارى بدهى و از آنچه بر تو آيد بجهى و نيز در جواب همان سؤال گفت: هواى نفسانى كه در سر دارى بنهى و حقوق الهى كه در ذمّه دارى بدهى و از هرمكروهى كه بر تو آيد بجهى.
او را گفتند فلانكس بر روى آب ميرود، فلانى در هوا ميپرد، فلانى هم در يك لحظه از شهرى بشهرى ميرسد گفت همه اينها سهل است و دليل فضيلت آدمى نيست و در حضرت حق عزّتى ندارند زيرا غوك هم روى آب ميرود، زاغ و زغن نيز در هوا ميپرد، شيطان نيز در يك نفس از شرق بغرب ميرسد لكن مرد كامل آن است كه با مردم نشيند و آميزش كند، داد و بستاد كرده و ازدواج نمايد، يك لحظه از خدا غافل نباشد. از رباعيّات عرفانى و متصوفانه او است: