ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٢٢ - ابو السائب ابو سارة
و اصمعى اعلم بوده است، سيوطى گويد كه اصمعى حاضر حوزه درس ابو زيد شد، سرش را بوسه داد و در پيش روى وى نشست و گفت تو از پنجاه سال قبل رئيس و مقتداى ما هستى.
گويند كه اصمعى يك ثلث لغت، خليل نصف، ابو زيد دو ثلث، عمرو بن كركره اعرابى همه آن را حافظ بودهاند و هيچكس از علماى بصره چيزى از علوم عربيّه را از علماى كوفه نخوانده است غير از ابو زيد كه نحو و لغت را از كوفيّين فراگرفته است. وفات ابو زيد بسال دويست و پانزدهم هجرت در حدود نود و پنج سالگى در بصره واقع شد و تأليفات بسيارى در مياه و مطر و وحوش و مصادر و غريب الاسماء و غير آنها دارد كه نقل آنها محض اطناب است.
(ص ٢٢٣ ج ١ كا و ٢١٢ ج ١١ جم و ٦٢١ ج ٢ مه و ١٠٢ ج ٢ ع و ٢٠ هب و ٥٩ ج ١ فع و غيره)
ابو زيد- عبد الرحمن بن على
- در باب اول بعنوان مكودى نگارش يافته است.
ابو زيد- عمر بن شبه
- در باب سيّم بعنوان ابن شبه خواهد آمد.
ابو زيد- محمد بن حسين بن ابى الخطاب
- در باب سيّم بعنوان ابن ابى الخطاب خواهد آمد.
ابو زينب ابو زينبه
در اصطلاح رجالى اولى مقلاص پدر ابو الخطاب محمد بن ابى زينب مقلاص معروف سابق الذكر و دويمى محمد بن سليمان بن مسلم است.
ابو السائب ابو سارة
در اصطلاح رجالى اولى عثمان بن مظعون و مالك ثقفى، دويمى نيز چند تن از اصحاب ائمّه ع است كه يكى از حضرت باقر و ديگرى از حضرت صادق و سيّمى از حضرت جواد عليهم السلام روايت كردهاند و نام هيچكدام بدست نيامد و ظاهر آن است كه ايشان غير از ابو ساره سرسلسله آل ابى ساره ميباشند كه در خاتمه باب كنى بهمين عنوان خواهد آمد و نام او بشهادت بعضى از مدارك معتمده على است.
(كتب رجاليه)