اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٢١ - كلام مرحوم آخوند
نظر شما (مرحوم آخوند) دلالت بر يك فرد معيّن در خارج مىكند. ثالثاً: مرحوم آخوند اگرچه در اينجا نسبتى كه به مشهور داده شده را ردّ مىكند و تصريح مىكند كه مطلق هيچگونه قيدى- حتى قيد سريان و شمول- نمىتواند داشته باشد، ولى در بحث مقدمات حكمت تعبيرى مىآورد كه با اين تعبير منافات دارد.
ايشان در آنجا مىگويد: از آنچه گفته شد ظاهر گرديد كه «در مطلق، هيچ قيدى- حتى قيد سريان و شمول- مطرح نيست». ولى اگر ما بخواهيم قيد سريان و شمول را پيش بياوريم، بايد از طريق قرينهاى مقاليّه يا قرينهاى حاليه و يا قرينه حكمت (/ مقدّمات حكمت) اين معنا را استفاده كنيم. [١] لازمه اين حرف اين است كه اگر مولا بگويد: «أعتق رقبة» و همه مقدّمات حكمت وجود داشته باشد، رقبه داراى سريان و جريان مىشود، هرچند اين قيد از ذات رقبه استفاده نشده بلكه به كمك مقدّمات حكمت استفاده شده است. در اينجا لازم است ببينيم آيا اگر- مثلًا- در «أعتق رقبة» مقدّمات حكمت تمام شود، نتيجه اين مىشود كه ما زايد بر ماهيت رقبه، قيدى اضافى پيدا كنيم؟ به عبارت ديگر: مرحوم آخوند در بحث گذشته تصريح كردند كه «مطلق، بر چيزى جز ماهيت دلالت ندارد و هيچ قيدى- حتى سريان و شمول- همراه آن نيست». ولى در اينجا مىخواهند بفرمايند: اگر مولا بگويد: «أعتق رقبة» و مقدّمات حكمت تمام باشد، «رقبه»، تقيّد به قيد سريان و جريان پيدا مىكند، هرچند اين قيد از ذات رقبه استفاده نشده بلكه به كمك مقدّمات حكمت استفاده شده است. در حالى كه با توجه به دو مطلب [٢] زير در مىيابيم كه نتيجه مقدّمات حكمت، «تقيّد ماهيت به قيد سريان و جريان» نيست. مطلب اوّل: در بعضى از موارد، بين مسأله مدلول وضعى با مسأله اتحاد خارجى،
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٨٣ و ٣٨٤
[٢]- اين دو مطلب در بحث عام و خاصّ نيز مطرح گرديد.