اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٥ - كلام حضرت امام خمينى رحمه الله
متضادان هستند. مقدّمه دوّم: آيا ماهيات- كه موضوع له براى اسم جنس مىباشند- معرفهاند يا نكره؟ واقعيّت اين است كه ماهيت، به تنهايى، نه معرفه است و نه نكره، زيرا اگر ماهيت معرفه بود، نيازى نبود كه با انضمام «ال» تعريف جنس، آن را معرفه كنيم، در حالى كه شما مىگوييد: «رجل و انسان، وقتى مدخول «ال» تعريف جنس قرار گرفتند، معرفه مىشوند». و اگر ماهيت نكره بود، بايد خود رجل- بدون اين كه تنوين نكره برآن ملحق شود- دلالت بر نكره بودن داشته باشد. در حالى كه شما مىگوييد: «در اينجا سه عنوان وجود دارد: رجلْ، الرجل و رجلٌ. الرجل، معرفه و رجلٌ نكره است». ولى رجلْ- كه بر نفس ماهيّت دلالت مىكند و اسم جنس ناميده مىشود- آيا ملحق به كدام يك از آن دو است؟ واقعيت اين است كه به هيچكدام ملحق نيست. و اين كاشف از اين است كه ماهيت- در همان عالم ماهيتى، كه موضوع له براى اسم جنس قرار گرفته است- نه متّصف به معرفه بودن است و نه متّصف به نكره بودن. بله، قابليّت اتصاف به معرفه بودن يا نكره بودن را دارد. اگر «ال» تعريف برآن داخل شد، معرفه مىشود و اگر تنوين نكره به آن ملحق شد، عنوان نكره پيدا مىكند. دخول «ال» تعريف و الحاق تنوين نكره، معناى اسم جنسى رجل را تغيير نمىدهد. بلكه اصل معنا در هر دو ملحوظ است ولى در «الرجل» اضافهاى وجود دارد كه سبب اتصاف ماهيت به معرفه بودن مىشود و در «رجلٌ» اضافهاى وجود دارد كه سبب اتصاف ماهيت به نكره بودن مىشود. اكنون اين سؤال مطرح است كه وقتى «ال» تعريف جنس بر ماهيتى مثل رجل داخل شده و مجموعاً به صورت ماهيّت معرفه در مىآيد، آيا معناى «الرّجل» چيست؟
آيا به چه اعتبارى «الرّجل» را معرفه مىدانيد؟ آيا مىتوان گفت: «تعريف در الرّجل، تعريف لفظى است، مثل تأنيث لفظى در مؤنث لفظى»؟ اين بر خلاف كلام علماى ادبيّت است. علماى ادبيّت مىگويند: