اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٠ - كلام مرحوم حائرى
ذاتى- بگوييم: «الاسامة هي الحيوان المفترس المتعيّن بالتعيّن الذهني». امّا نوع قضايا و استعمالات، در رابطه با قضاياى حمليه به حمل شايع صناعى است. و اصولًا بكار بردن كلمه «شايع» در مورد «حمل شايع» براى همين جهت است كه اكثر قضايا به صورت حمل شايع مىباشند. بنابراين ما ناچاريم براى تشكيل قضيه حمليه به حمل شايع، خصوصيت «تقيّد به قيد ذهنيّت» را از علم جنس حذف كنيم. پس چنين وضعى لغو خواهد بود و به ندرت اتفاق مىافتد كه داراى اثر باشد و انسان قضيه حمليّه به حمل اوّلى ذاتى تشكيل دهد. بر اين اساس مرحوم آخوند مىفرمايد: به نظر ما هم اسم جنس و هم علم جنس براى نفس ماهيت وضع شدهاند، بدون اين كه قيدى در معناى علم جنس وجود داشته باشد. در اينجا گويا از مرحوم آخوند سؤال مىشود: پس چرا علم جنس را معرفه به حساب مىآورند ولى اسم جنس را معرفه به حساب نمىآورند؟ ايشان در پاسخ مىفرمايد: معرفه بودن علم جنس، معرفه بودن حقيقى نيست كه واقعاً تعيّن و تشخّص داشته باشد، بلكه اين شبيه مؤنث لفظى است. همانطور كه در مؤنث لفظى، خصوصيات مؤنث حقيقى اعتبار ندارد، علم جنس نيز از نظر لفظى معرفه به حساب مىآيد ولى خصوصيات معرفه حقيقى در آن وجود ندارد. [١]
كلام مرحوم حائرى:
مرحوم حائرى در مقام دفاع از علماى ادبيّت بر آمده و خواستهاند بين دو مطلب ذيل جمع كنند: ١- قضيه حمليه «هذه اسامة»- مثل قضيه حمليه «هذا أسد»- قضيّهاى واقعى است و هيچگونه تغيير و تجريدى در معناى اسامه داده نشده است. و با توجه به اين
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٧٨ و ٣٧٩