اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١٤ - كلام قائل به استحاله
نمىتوان در اخراجهاى متعدّد استعمال كرد. مستثنى منه اين «استثناء» وقتى فقهاء باشد، يك اخراج صورت گرفته است و وقتى اصوليين باشد، اخراج دوّم و وقتى نحويّين باشد، اخراج سوّم است. در حقيقت، وحدت و تعدّد اخراجْ تابع مخرج عنه است. اگر مخرج عنه، واحد باشد اخراج هم واحد است و اگر مخرج عنه، متعدّد باشد، اخراج هم متعدّد خواهد بود. و متعدّد شدن اخراج، مانند استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا و محال است. امّا اگر استثناء با حرف- مثل «إلّا»- باشد، استحاله آن روشنتر است، زيرا ما (قائل به استحاله)- بر خلاف مرحوم آخوند- معتقد بوديم كه حروف داراى وضع عام و موضوع له خاص هستند، و وقتى موضوع له كلمه «إلّا» خاص و جزئى باشد، چگونه مىتواند در معانى متعدّدى استعمال شود؟ اين بالاتر از استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا خواهد بود. در آنجا پاى غير حرف در ميان بود و موضوع له، كلّى بود امّا در اينجا موضوع له جزئى است. لذا در ارتباط با ادات استثناء نمىتوان رجوع استثناء به جميع جمل را پذيرفت. امّا در رابطه با مستثنى فقط يك قسم آن داراى استحاله است و آن اين است كه- مثلًا- گفته شود: «أكرم الفقهاء و الاصوليين و النحويين إلّا زيداً» و در خارج سه زيد داشته باشيم، يكى فقيه، ديگرى اصولى و سوّمى نحوى باشد در اينجا با توجه به اين كه «زيد» علم است و براى شخص واحد وضع شده است، اگر با «إلّا زيداً» بخواهيم هر سه زيد را اخراج كنيم، معنايش اين است كه لفظ واحد «زيد» را در سه معنا استعمال كرده باشيم و استعمال لفظ واحد در اكثر از معنا محال است. لذا در خصوص اين مورد، در رابطه با مستثنا هم استحاله دوّمى در كار است. ولى براى تحقق استحاله، همان جهت اوّل- كه مربوط به ادات استثناء است- كافى بوده و وجود جهت دوّم، فرقى ايجاد نمىكند. بررسى كلام قائل به استحاله اوّلًا: كلام اين قائل، مبنى بر استحاله استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناست، كه