اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦٩ - تحقيق در مسئله
بحث فرضى و تخيلى نداريم، بلكه يك بحث حقيقى و واقعى داريم. مىخواهيم ببينيم آيا مخاطب (يا أيّها الذين آمنوا) و امثال آنكه در قرآن وارد شده كيست؟ و ما چون به اشباه و نظاير آن توجه نكردهايم، خود را به وادى عجيبى انداختهايم. يكى مىگويد:
«خطاب به معدوم، ممتنع است». مرحوم آخوند مىگويد: «ادات خطاب براى خطابات حقيقى وضع نشدهاند، بلكه براى خطابات انشائى وضع شدهاند» ولى به نظر ما اين خطابات، عنوان خطاب شفاهى ندارند بلكه اينها خطابات كتبى و مربوط به كتاب هستند و در خطاب كتبى خصوصيتى وجود دارد كه در خطاب شفاهى وجود ندارد. در خطاب شفاهى بايد مخاطب در مجلس تخاطب حاضر باشد امّا در خطاب كتبى چنين چيزى لازم نيست. امام خمينى رحمه الله با نوشتن اعلاميه همه مردم را- به خطاب حقيقى- مخاطب قرار مىدادند، و يا مثلًا با وصيت نامه خودشان حتى نسلهاى آينده را نيز مخاطب قرار داده و حفظ جمهورى اسلامى را به آنان سفارش كردهاند در حالى كه هيچگونه مجلس تخاطبى هم در كار نبوده است. معناى خطاب كتبى اين است كه اين نوشته مورد ملاحظه افراد قرار گيرد و هركس مسئوليت خودش را از آن برداشت كرده و طبق آن عمل كند. اينها مسائلى است كه بين ما رايج است. قرآن نيز بههمينصورت است. اسلام در روش قانونگذارى خودش راه خاصى را انتخاب نكرده بلكه همان روش عقلاء را اتخاذ كرده است. و چيزى كه به عنوان «كتاب اللّه» مطرح است، چرا خطابات آن را خطاب شفاهى مىناميد؟ شفاهى در مقابل كتبى است. (يا أيّها الذين آمنوا أوفوا بالعقود) [١] چگونه مىتواند از طرفى به عنوان جزء از كتاب اللّه مطرح باشد و از طرف ديگر عنوان خطاب شفاهى پيدا كند؟
جمع بين اين دو امكان ندارد. مخصوصاً با توجه به اين كه در هيچ تاريخ و تفسيرى وارد نشده كه هروقت آيهاى به صورت خطاب نازل مىشد، پيامبر صلى الله عليه و آله مجلس مخاطبه تشكيل مىدادند بلكه عدهاى از طرف آن حضرت به عنوان كاتب وحى مأمور
[١]- المائدة: ١