اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٠ - تحقيق در مسئله
شده بودند كه وحى الهى را ثبت و ضبط نمايند و آيات از اين طريق براى مردم بيان مىشد. دو مؤيّد: ١- يكى از قواعد فقهيه ما اين است كه «كفّار همانطور كه مكلّف به اصول دين هستند و واجب است آنها را بپذيرند، مكلّف به فروع دين هم هستند» يعنى اين گونه نيست كه آيه (يا أيّها الذين آمنوا أوفوا بالعقود) [١] حكم را فقط براى مؤمنين بيان كند بلكه حكم شامل كفّار هم مىشود و ذكر مؤمنين به عنوان مثال و براى اشاره به خصوصيتى از بعض مكلّفين است. ٢- در مسائل خيلى نبايد روى اصطلاحات تكيه كرد، بلكه ما يك ارتكاز و فهم خاصى داريم. ما وقتى با آيه (للّه على الناس حجّ البيت من استطاع إليه سبيلا) [٢]- كه حكم را به صورت غير مستقيم و به كمك قاعده اشتراك مطرح مىكند- و آيه (يا أيّها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام) [٣]- كه حكم را به طور مستقيم در اختيار ما مىگذارد- برخورد مىكنيم، دو نحوه استنباط حكم نداريم. ارتكاز ما اين است كه حكم در اين دو- كه يكى متضمن خطاب است و ديگرى متضمن خطاب نيست- بر نحو واحدى است. و اين گونه نيست كه در يكى مسأله حاضرين در مجلس تخاطب و قاعده اشتراك و امثال آن مطرح باشد و در ديگرى مطرح نباشد. وجداناً ما فرقى بين اين دو نمىبينيم. در نتيجه مطرح كردن عنوان «شفاهى» در رابطه با خطابات قرآن ما را از اصل بحث دور مىكند. خطابات قرآن از نوع خطاب كتبى است و خصوصياتى كه در خطاب شفاهى لازم است، در خطاب كتبى مطرح نيست.
[١]- المائدة: ١
[٢]- آل عمران: ٩٧
[٣]- البقرة: ١٨٣