اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٢ - ١- نظريه مرحوم آخوند
عنوان مخصّص جارى مىكنيم، لازم نيست از استصحابهاى معمولى باشد، كه حالت سابقه متيقنه داشته باشد، بلكه استصحاب عدم ازلى هم مىتواند در اينجا پياده شود، مثلًا دليل عامّ مىگويد: «خون حيض تا سنّ پنجاه سالگى است و پس از پنجاه سال حيض نخواهد بود». ولى دليل مخصّص مىگويد: «زن قرشيّه، تا سنّ شصت سالگى مىتواند خون حيض ببيند». حال اگر ما در مورد قرشيّه بودن زنى ترديد داشتيم، به كمك استصحاب عدم قرشيّت زن- كه استصحاب عدم ازلى است- عدم قرشيّت او را ثابت كرده و دليل شصت سال را كنار زده و دليل عامّ پنجاه سال را پياده مىكنيم. مرحوم آخوند در اين كلام خود مىخواهد دو مطلب را ذكر كند، كه يكى از آن دو مورد قبول ما نيز مىباشد: مطلب اوّل: تخصيص عامّ به وسيله مخصّص منفصل، موجب تصرّف در مراد استعمالى عامّ نخواهد بود. توضيح: دليل عامّ در صورتى حجيّت دارد كه سه مرحله را طى كند: ١- ظهور در عموم داشته باشد. اين مرحله از طريق لغت و وضع يا از طريق عقل ثابت مىشود، مثل اين كه بعضى نكره در سياق نفى را- به مقتضاى قرينه عقليّه- دالّ بر عموم مىدانستند. ٢- اصالة الظهور، يعنى لفظى كه ظهور در عموم دارد، متكلّم در مقام استعمال، همين ظاهرش را اراده كرده باشد. ٣- اصالة التطابق بين مراد جدّى و مراد استعمالى، يعنى مستعمل فيه، مراد جدّى متكلّم است. در جايى كه عامّ به وسيله مخصّص منفصل تخصيص مىخورد، مخصّص منفصل، در مرحله سوّم تصرّف كرده و اصالة التطابق را كنار مىزند و مىگويد: دايره مراد جدّى، اضيق از دايره مراد استعمالى است. «أكرم كلّ عالم» از نظر اراده استعمالى در «كلّ عالم» استعمال شده و مجازى در كار نيست، زيرا اين معنا همان معناى لغوى «كلّ عالم» است، امّا «لا تكرم الفسّاق من العلماء» حاكى از اين است كه مراد جدّى مولا