اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٥ - راه دوّم مرحوم محقّق عراقى
خود را بيان كند و مقصود خود را به مخاطب تفهيم كند. و الّا اگر مولايى در مقام هزل باشد- نه در مقام تفهيم مراد- براى كلام چنين مولايى دلالت تصديقيّه وجود ندارد و حجّيت- كه در رابطه با دلالت تصديقيّه است- براى كلام مولا تحقّق پيدا نمىكند. در نتيجه حجّيت، متوقف بر اين است كه مولا در مقام اين باشد كه مراد خود را منتقل كرده و در اختيار مخاطب بگذارد. مرحوم عراقى سپس مىفرمايد: مولا در صورتى مىتواند مراد خود را تفهيم كند كه آن را تصور كرده باشد. بنابراين ريشه و اساس حجّيت كلام مولا، اين است كه مفاد و مدلول كلام خودش را تصور كرده باشد. مرحوم عراقى سپس نتيجهگيرى كرده مىفرمايد: مولايى كه در عالم بودن زيد ترديد دارد، چگونه مىتوانيم بگوييم: «وجوب اكرام زيد را تصور كرده است»؟ وقتى مرحله اوّل- يعنى تصور- با مشكل روبرو بود، نوبت به آخرين مرحله- كه عبارت از حجّيت است و با چند واسطه به تصور ارتباط پيدا مىكند- نمىرسد. [١] بررسى كلام مرحوم عراقى: ما اگرچه در اصل مدّعا با مرحوم عراقى موافق هستيم و در ما نحن فيه تمسك به عام را جايز نمىدانيم ولى دليلى كه ايشان مطرح كردهاند قبول نداريم و به نظر ما دليل ايشان داراى چند اشكال است و نمىتواند چنين مدّعايى را ثابت كند. اشكال اوّل: احكام كلّيهاى كه از جانب مولا صادر مىشود، همان احكام كلّى است كه عقل آنها را ادراك مىكند. در احكام عقلى، وقتى عقلْ كبرايى را درك كرد، لازم نيست صغراى آن برايش مشخص باشد. عقل به طور كلّى درك مىكند كه اكرام همسايگان مولا- كه دشمن او مىباشند- واجب نيست، امّا اين كه كدام همسايه، دشمن
[١]- مقالات الاصول، ج ١، ص ٤٤٣