اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٩ - ماهيت مجاز چيست؟
فرد- حقيقى و ادّعايى- بدانيم پس بر چه اساسى گفته مىشود: «فلان شخص، حاتم است»؟ اينجاست كه خود سكّاكى هم دچار اشكال مىشود. تفتازانى در اين زمينه تأويلى مطرح كرده است و آن تأويل اين است كه ما حاتم را از محدوده علم شخصى بيرون آورده و آن را به معناى «جواد» بدانيم، در اين صورت- همانند اسد- معنايى كلّى پيدا مىكند، سپس براى آن افراد حقيقيّه و افراد ادعائيّه را مطرح مىكنيم. [١] ولى اين توجيه تفتازانى داراى اشكال است. چه كسى اجازه داده كه حاتم را- كه براى شخص معيّن خارجى وضع شده- از معناى حقيقى و جزئى خودش بيرون برده و معنايى كلّى براى آن در نظر بگيريم؟ حاتم به معناى «جواد» نيست. وقتى پدر حاتم او را چنين نامى نهاد، اصلًا نمىدانست كه فرزندش روزى اتصاف به جود و سخاوت پيدا خواهد كرد. پس، بر چه اساسى بياييم آن را به معناى «جواد» بدانيم. بنابراين سكّاكى در باب اعلام شخصيّه با مشكل مواجه خواهد شد. اشكال دوّم: در مورد اسماء اجناس نيز كلام سكّاكى داراى اشكال است. سكّاكى براى ماهيت اسد دو فرد- حقيقى و ادعايى- مطرح مىكند، در حالى كه مصاديق آن ماهيتى كه لفظ اسد براى آن وضع شده، همان افراد حقيقيّه مىباشند و افراد ادعائيه، جزء ماهيت موضوع له لفظ اسد نيستند. بنابراين اگر سكّاكى بخواهد براى ماهيت اسد، فردى ادعايى درست كند، بايد موضوع له لفظ اسد را تغيير دهد و چنين چيزى استعمال لفظ در غير ما وضع له است و به حرف مشهور برگشت مىكند. امّا بنا بر مبناى ما (صاحب كتاب «وقاية الأذهان») اين اشكالات وارد نيست، زيرا بر اساس مبناى ما، در معناى حاتم هيچگونه تصرّفى صورت نگرفته است و حاتم- از جهت اراده استعمالى- در همان رجل مشخّص خارجى استعمال مىشود ولى بعد از تمام شدن استعمال، ادّعا مىكنيم كه «اين حاتم، زيد است» و «زيد، حاتم است». در
[١]- مختصر المعانى، ج ٢، ص ٧٣