اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٢ - نظريه دوّم و سوّم قول به تداخل و قول به تفصيل
قضيه شرطيه ما به صورت موجبه باشد، معناى «الانتفاء عند الانتفاء» روشن است. امّا آيا معناى «الانتفاء عند الانتفاء» در ارتباط با قضيه «إن جاءك زيدٌ فلا تكرمه» چيست؟
معناى «الانتفاء عند الانتفاء» در اينجا اين است كه «اگر مجىء زيد تحقّق پيدا نكرد، حرمت اكرام او منتفى خواهد شد». پس آنچه در باب مفهوم مطرح است «انتفاى جزاء هنگام انتفاء شرط» است و بيش از اين چيزى نمىتواند مطرح باشد. ما منطق نمىخوانيم كه بخواهيم نقيض پيدا كنيم. ما در اينجا پيرامون مفهوم بحث مىكنيم و مفهوم عبارت از «الانتفاء عند الانتفاء» است، به اين معنا كه با نبودن شرط، جزاء هم منتفى مىشود. اما اين كه چه چيزى به جاى آن وجود دارد؟ اين ديگر در دايره مفهوم اخذ نشده است. بلكه بايد ديد منطوق چه دلالتى دارد؟ و ما چارهاى جز پذيرفتن اين مطلب نداريم. در اين صورت مفهوم قضيه «إذا كان الماء قدر كرّ لم ينجّسه شيء» اين مىشود كه اگر آب به قدر كرّ نرسيد «لا ينجّسه شيء» منتفى مىشود، اما آيا چه چيزى جاى آن را پر مىكند؟ مفهوم، برآن دلالت ندارد و از راه دليل ديگر بايد معيّن شود. پس فرمايش هيچيك از اين دو بزرگوار، از راه مفهوم استفاده نمىشود و براى تعيين هريك از اين دو بايد از دليل خارجى استفاده كرد.