برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٦٢٨ - يادداشتها
(٦٦٦) - «بالفعل وضع كند» يعنى «بالفعل بشناسد».
(٦٦٧) - براى بحثى روشنگر دربارهى سودمندى تقسيم در تحديد و تعريف و دربارهى فصول و كيفيت استفاده از تقسيم در كشف فصول- اساس الاقتباس، مقالهى پنجم، فن دوّم، فصلهاى ٦ و ٧.
(٦٦٨) - انولوطيقا الاواخر؛ ٩٧ ب: ٩- ١٥.
(٦٦٩) - براى اين مثال- انولوطيقا الاواخر؛ ٩٧ ب: ١٦- ٢٥.
(٦٧٠) -sedaibiclA
(٦٧١) -sellihcA
(٦٧٢) -xajA
(٦٧٣) -rednasyL
(٦٧٤) - منظور آيسxajA است.
(٦٧٥) - منظور آخيلاسsellihcA است.
(٦٧٦) - منظور القبيادسsedaibiclA است.
(٦٧٧) - منظور لوسندرس (يا لسندرrednasyL ( است.
(٦٧٨) - منظور سقراطsetarcroS است.
(٦٧٩) - يعنى اصطلاح «حادّ»، كه هم دربارهى اصوات و هم دربارهى زاويه حادّه به كار مىرود، در دو علم موسيقى و هندسه، مشترك لفظى است.
(٦٨٠) - موادّ اين فصل از برهان شفاء- كه فصل هشتم از مقالهى چهارم است- از فصلهاى ١٤ و ١٥، و ١٦ مقالهى دوّم انولوطيقا الاواخر اخذ شده است. رئوس مطالب اين فصل به شرح زير است:
١- در اكتساب اجزاء حدود از طريق تقسيم، نبايد به تقسيم «كلّى» به جزئيات آن اكتفا كنيم، بلكه بايد از تقسيم «كل» به اجزاء آن نيز سود ببريم.- انولوطيقا الاواخر، مقالهى دوّم، فصل ١٤.
٢- گاهى مسائل كثير، به خاطر حدّ اوسط واحدشان، به صورت مسالهاى واحد درمىآيند؛ و گاهى مسائل مشترك در حدّ اوسط واحد، به خاطر اختلاف نسبتشان به حدّ اوسط واحد، به صورت مسائل مختلف درمىآيند.- انولوطيقا الاواخر، مقالهى دوّم، فصل ١٥.
٣- هرگاه حدّ اوسطى كه در قياس به عنوان علّت حد اكبر وضع مىشود با حد اكبر مساوى باشد، قياس، برخلاف گمان عدّهاى، قياس دورى نخواهد بود.- انولوطيقا الاواخر، مقالهى دوّم فصل ١٦؛ ٩٨ الف: ٣٤- ٩٨ ب: ١- ٢٤.
٤- گاهى براى اخذ يك نتيجهى واحد، از طريق حدّ اوسطهاى مختلف مىتوان برهان اقامه كرد.- انولوطيقا الاواخر، مقالهى دوّم فصل ١٦؛ ٩٨ ب: ٢٥- ٤٠. اين بخش از فصل حاضر با تفصيل بيشتر مطرح شده است.
(٦٨١) - منظور «ارسطو» است.- يادداشت قبل، شمارهى ١.
(٦٨٢) - به نظر من اين سخن بو على كه «حيوان مركّب از جوهر مستمسك و جوهر سيّال است» به اين معنى است كه بدن حيوان از دو بخش اساسى: جامد (جوهر مستمسك) و مايع (جوهر سيّال) تشكيل شده است.