برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٢٧٣ - فصل دوّم در بيان اختلاف علوم رياضى و غير رياضى با جدل، و در بيان اينكه رياضيات از خطا مصون است و غير رياضى از خطا مصون نيست و در بيان آنچه كه دربارهى تحليل و تركيب گفته شده است
اشكال و ضروب تصرف مىكند و مقدمات حقيقى و مظنون را به كار مىبرد، و بهويژه از دو مقدمه موجبه در تأليف شكل دوم استفاده مىكند؛ ٣١٥ بنابراين اكثرا آنچه كه در جدل استعمال مىشود مانند اين مثال است كه يكى از جدليون براى اثبات كثير الاضعاف بودن آتش به كار برده است كه: «آتش سريع التولد و التزيد است» و «كثير الاضعاف سريع التولد و التزيد است» بنابراين «آتش كثير الاضعاف است.» اما اين صورت در حقيقت غير منتج و عقيم است، هرچند در ظاهر منتج به نظر مىآيد. گاهى ممكن است كه از اين صورت در بعضى مواضع به سبب ماده نتيجه حاصل آيد و آن در صورتى است كه مقدمه از نظر موضوع و محمول مساوى باشد، و امكان داشته باشد كه كبراى آن بهطور كليه منعكس شود و به شكل اول بازگردد. ٣١٦
(٣٩٧) و الجدل و التعاليم يتخالفان غاية التخالف فى التحليل بالعكس. و ذلك لأن التعاليم تؤخذ محمولات مسائلها من الحدود و ما يلزم من العوارض بسبب الحدود- و هى العوارض التى تعرض للأشياء بذاتها؛ و هى من جهة ما هى، هى من حيث لها حدودها. و كلها محدود محصور و معلوم و أكثرها منعكس.
(٣٩٧) جدل و رياضيات از نظر تحليل به عكس باهم اختلاف بسيار دارند، زيرا رياضيات محمولات مسائل خود را از حدود يا از آنچه از عوارض به سبب حدود لازم است اخذ مىكند- و اين امور عبارت است از عوارضى كه به ذات اشياء عارضاند و اين امور از آن جهت كه چنين هستند، از عوارض حدوداند. و تعدد اين عوارض معلوم و محدود است. و اكثر آنها قابليت منعكس شدن دارند.
(٣٩٨) فإذا كان مطلوب و أريد أن يطلب له قياس من جهة التحليل بالعكس، طلب من لواحق الطرفين ما هو على الشريطة المذكورة، و هى لواحق محدودة معلومة فتصاب عن كثب فيكون سبيل التحليل فيها سهلا.
(٣٩٨) پس هرگاه مطلوبى باشد و بخواهيم از جهت تحليل به عكس بر اين مطلوب قياسى تشكيل بدهيم، از لواحق طرفين كه معلوم و محدود هستند شروع مىكنيم، بنابراين تحليل اين امور آسان و بهسان تير انداختن از نزديك است.
(٣٩٩) و كذلك سبيل التركيب الذى هو عكس التحليل فيكون التركيب فيها