برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٣٤٥ - فصل هفتم در اينكه هريك از برهانهاى كلّى و موجبه و مستقيم از برهان مقابل خود افضلاند
پس اقامهى برهان بر آن، اقامهى برهان بر امر غير موجود است؛ بنابراين اقامهى برهان بر امر موجود افضل از اقامهى برهان بر امر غير موجود است. و اگر كلى موجود باشد لكن قائم در جزئيات بوده و از جزئيات خارج نباشد در اين صورت اقامهى برهان بر كلى، كلى را به عنوان امرى مفارق بالذات از جزئيات و خارج از آنها قرار مىدهد، و مثلا مثلث را چيزى غير اين و آن مثلث و عدد را چيزى غير اين و آن عدد قرار مىدهد. و آنچه حق را تحريف كند پس خود بخود از حق منحرف است. بنابراين اقامهى برهان بر كلّى يا بر امر معدوم واقع مىشود و يا بر امر موجودى كه از حقيقت منحرف شده است؛ و در هرحال برهان جزئى بر برهان كلى افضل خواهد بود. ٤٦٠
(٥٤٤) و أيضا فإن البيان الكلى شديد التعرض للغلط بسبب أن مستعمليه يكونون كالمبرهنين على غير المطلوبات. مثلا إذا برهن مبرهن على أن الكميات المتناسبة إذا بدلت تكون متناسبة، فلا يكون قد برهن بالذات على خطّ أو سطح، بل على ما ليس شيئا منها. و إن كان البرهان الكلى من وجه مّا على ما هو أكثر، فإنه من وجه آخر على ما هو أقل فى الوجود، لأنّ الذّى هو فى الوجود هو خط أو سطح أو زمان. على أنه كثيرا مّا يتفق أن يقع بالجزئى ظن يخالف الحق الكلى- على ما قيل فى «أنولوطيقا». و لو كان البرهان يقصد به أن يكون على الجزئى و على الموجود الحاصل، لاستحال وقوع علم و ظن معا. فإذن البرهان على الكلّى أخسّ و أوضع.
(٥٤٤) همچنين بيان كلى شديدا در معرض اشتباه قرار دارد زيرا استعمال آن مانند برهان بر امور غير مطلوب مىماند. مثلا هرگاه كسى برهانى اقامه كند مبنى بر اينكه كميّات متناسب هرگاه تبديل شوند باز متناسب خواهند بود، اين برهان ذاتا بر خط يا سطح اقامه نشده، بلكه بر چيزى غير از اينها اقامه شده است. و هرچند برهان كلّى از وجهى اكثرا اقامه مىشود، امّا از وجهى ديگر اقّل است، زيرا آنچه در وجود حقيقت دارد عبارت است از خط و سطح و زمان.
علاوه بر اين بسيار اتفاق مىافتد كه ما به جزئى ظنّى داشته باشيم كه مخالف يك مطلب كلى حق است- چنانچه در كتاب «انولوطيقا» گفته شده است. ٤٦١ و اگر برهان بر جزئيات و موجودات حاصل اقامه مىشد وقوع علم و ظنّ به همراه يكديگر محال مىنمود. ٤٦٢ بنابراين برهان كلى از برهان جزئى اخسّ است.
(٥٤٥) ثم قيل فى التعليم الأول: ليس العلم بالجزئى أكثر من العلم بالكلّى، بل أقل: