برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٦٥ - يادداشتها
استفاده كرد؛ زيرا، مثلا، براى اخذ اين نتيجه كه: «اسب تنفّس مىكند» نمىتوان گفت زيرا اسب حيوان است؛ به خاطر آنكه بعضى از حيوانات اصلا تنفّس نمىكنند؛ بلكه بايد گفت كه زيرا اسب ريه دارد- و اين علّت قريب تنفّس كردن است.
(٣٣٢) - انولوطيقا الاواخر، ٧٨ ب: ٣٣- ٤٠ و ٧٩ الف: ١- ١٥.
(٣٣٣) - بخشى از علم هندسه كه دربارهى اجسام داراى حجم بحث مىكند، علم مجسّمات ناميده مىشود.
(٣٣٤) - يعنى يك اسم به يك معنى بر هر دو علم اطلاق مىشود.
(٣٣٥) - عبارت ارسطو در انولوطيقا الاواخر، ٧٨ ب: ٣٩- ٤٠، چنين است:
«و ذلك انه كاد ان تكون هذه العلوم متواطئة اسماءها.»
يعنى: «به نظر مىرسد اسم اين علوم متواطى باشد.»
(٣٣٦) - انولوطيقا الاواخر، ٧٩ الف: ٢- ٤؛ ارسطو مىنويسد:
و و ذلك انّ العلم بانّ الشىّء فى هذه هولمن يحسّ بالامر، و امّا العلم بلم هو فهو لاصحاب التعاليم.»
(٣٣٧) - انولوطيقا الاواخر، ٧٩ الف- ٥؛ ارسطو مىنويسد:
«فانّهم كثيرا ما لا يشعرون ببعض الاوحاد تعلّة تامّلهم لها.»
(٣٣٨) - يعنى وقوع يك علم تحت علم ديگر، دو صورت دارد: (١) اينكه تمام يك علم تحت علم ديگر باشد، مانند علم مناظر كه تحت علم هندسه، و علم مكانيك كه تحت علم مجسّمات، و علم موسيقى كه تحت علم حساب است. ابن سينا مىگويد وقوع يك علم تحت علم ديگر اغلب به اين صورت است.
و (٢) اينكه جزئى از يك علم تحت علم ديگر باشد. نيز- يادداشت شمارهى ٣٤٠ پس از اين.
(٣٣٩) - يعنى كلّ علم طبيعى تحت علم مناظر قرار ندارد، امّا بحث از، مثلا، قوسقزح- كه جزئى از علم طبيعى است- تحت علم مناظر قرار دارد.
(٣٤٠) - در يادداشت شماره ٣٣٨ گفتيم كه واقع شدن يك علم تحت علم ديگر دو صورت دارد: (١) تمام يك علم تحت ديگرى باشد، و (٢) جزئى از يك علم تحت علم ديگر باشد. ابن سينا در اينجا صورت سوّم واقع شدن يك علم تحت علم ديگر را مطرح مىكند، كه عبارت از اين است كه فقط مسالهى معيّنى از يك علم تحت علم ديگر واقع شود.
(٣٤١) -- يادداشت شمارهى ٣٣٦.
(٣٤٢) - مقدّماتى كه از حس گرفته شوند، فقط به انيّت شىء دلالت مىكنند؛ ولى لميّت آن را بيان نمىكنند.
(٣٤٣) - حاصل سخن اين است كه دربارهى بعضى از مسائل مىتوان، در دو علم متفاوت، دو برهان اقامه كرد، يكى برهان انّ و ديگرى برهان لمّ. ارسطو براى نشان دادن اين موارد مثالهايى مطرح كرده است كه يك طرف اين مثالها كه به عنوان براهين انّ مطرح شدهاند، به عقيدهى ابن سينا، مبهماند و بايد توضيح داده شوند. ارسطو براى نشان دادن برهانهاى انّ عبارت «حسّ كردن چيزى» را آورده است، و ابن سينا مىگويد كه در نظر اوّل چنين مىنمايد كه ارسطو برخلاف وعدهى خود نشان نداده كه چگونه براى اثبات يك مطلب، در دو علم متفاوت، دو قياس تشكيل مىدهند كه يكى شامل استدلال انّى و ديگرى شامل استدلال لمّى است. ابن سينا سپس توضيح مىدهد كه منظور ارسطو از «حسّ كردن چيزى» [- يادداشت شماره: ٣٣٦] همان استدلال انّى مبتنى بر مقدّمات محسوس و تجربى است؛ و با اين