برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤٥٩ - فصل پنجم در تفصيل دخول اصناف علل در حدود و براهين تا اينكه از اين طريق بر مشاركت بين حدّ و برهان وقوف حاصل شود
باشد فرزند هم موجود باشد؛ و هرگاه نطفه موجود باشد، واجب باشد كه جنين هم موجود گردد و چنين نيست كه هرگاه ديوار موجود باشد، واجب گردد كه سقف نيز موجود باشد. بلكه امور برعكس است. در اينجا نبايد اين علل بر معلولات خود اخذ شوند، بلكه بايد معلولات بر سبيل استدلال بر اين علل اخذ گردند؛ مثلا گفته شود: سقف موجود است بنابراين ديوار هم موجود است؛ سقف موجود بود، بنابراين ديوار نيز موجود بود؛ سقف خواهد بود، بنابراين ديوار هم خواهد بود. و چنين است در مورد پدر و فرزند. و بهطور كلّى اين امر در مورد فاعل و ماده است و اين دو از نظر زمانى بر معلول خود ذاتا مقدماند زيرا اين دو گاهى دو علت بالفعلاند و گاهى دو علت بالقوه. و هرگاه دو علت بالقوه باشند و در حدود وسطى وضع شوند، واجب نيست كه معلول آنها حد اكبر باشد.
(٧٥٨) و لك فى هذا موضع تعجب، و هو أن الكون كيف يتصل إذا كان يجوز أن توجد المبادئ و لا يتصل بها الثوانى؟ ثم كيف يمكن أن تتصل و مبدأ كون العلة فى آن و مبدأ كون المعلول فى آن، و الآنات لا يحدث من تألفها زمان، و لا أيضا يمكن أن يتلو آن آنا كما تتلو وحدة واحدة، بل بين كل آنين زمان فيه آنات بالقوة بلا نهاية؟ فإن أريد أن يوصل الكون بالزّمان، وجب أن يكون بين كل معلول و علة وسائط بغير نهاية، فما كانت علل و معلولات متوالية. فواجب من هذه الأشياء التى نقبلها هاهنا قبولا، و نبرهن عليها فى العلم الطبيعى، ألا تكون معلولات الكون متصلة بعللها اتصال كون بكون، فعسى أن يقال إن اتصال الكون انما هو من جهة أخرى، و هو أن الحركة المستديرة الفاعلة للزمان تصل المبادئ الطبيعية بالثوانى الطبيعية بتوسيط الحركة بينهما. فإذا كان كون فى آن، اندفع بالحركة إلى كون آخر فى آن آخر يصل ما بينهما زمان. و هذا سيتعلم فى الحقيقة فى العلوم دون المنطق.
(٧٥٨) اينجا براى تو موضع تعجب است، و آن اينكه حدوث پس چگونه اتصالى است؛ هرگاه جايز باشد كه مبادى موجود باشند و [حوادث] ثانوى به آنها متصل نباشد. سپس چگونه ممكن است متصل باشند در جائى كه مبدأ كون علت در يك آن و مبدأ كون معلول در آن ديگر است، و از تأليف آنات زمان حادث نمىشود، و همچنين ممكن نيست كه آنى به دنبال آن ديگر باشد همانطور كه وحدتى به دنبال واحد ديگر است، بلكه بين هر دو آن زمانى است كه در آن آنات بالقوه بىنهايتى وجود دارد؟ بنابراين اگر بخواهيد كون با زمان وصل شود، واجب است كه بين هر علت و معلولى وسائط بىنهايتى موجود باشد، بنابراين علتها و معلولات