برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤٩٥ - فصل نهم در تحقيق آنچه معلّم اول در معنى توسيط علل آورده، و سير موازى با مذهب او در اين مطلب همراه با توضيح آن
آن را ٧٠٣ به صورت انتخابى، و نه به صورت تعيّنى، وضع كنيم- هرچند بايد علّتى وضع شود، اما چنين نيست كه آن علت هرچه مىخواهد باشد- بلكه آنچه تعيّن مىيابد به سبب علّت خاصى تعيّن مىيابد. ٧٠٤ گاهى ممكن است خلاف اين وضعيت پيش آيد، وضعيتى كه در آن علت، جز از طريق معلول واحد، براى اشياء كثير وجود نداشته باشد؛ در اين حالت، مطلوب و علّت آن، هردو، كلىاند و علت، اولا براى امر كلّى و ثانيا براى آنچه تحت آن امر كلّى قرار دارد ثابت مىشود: مانند اينكه خشك شدن رطوبت در انواع گوناگون درخت مثل درخت انجير، زيتون و انگور يافت مىشود، لكن اين صفت اولا براى امر اعم و كلى يافت مىشود- كه عبارت است از پهن بودن برگ- بنابراين هرچه كه برگهاى آن پهن باشد، يا هر درختى كه برگهاى آن زود بريزد، رطوبت آن خشك مىشود. و هرگاه خشك شود لزوجيت طبيعى آن از بين رفته و برگهايش مىريزد. بنابراين ريختن برگ، همان حد اكبر و معلول است و خشك شدن رطوبت، علت است، و پهن بودن برگ همان چيزى است كه علت، اولا علت آن است. و ريختن برگ ذاتا معلول خشك شدن رطوبت نيست، لكن بهحسب وجودش در موضوع قابل، ٧٠٥ مطلقا معلول آن است. وقتى كه حكمى دربارهى اشياء كثير ايجاب مىشود، لكن اين حكم اولا براى آنها ايجاب نمىشود، بلكه اولا براى معنايى ايجاب مىشود كه تمام اين اشياء كثير را در خود جمع مىكند، و آن علت، علت اين معنا است امّا نه به خاطر وجودش در تكتك موضوعات، بلكه علت وجود مطلق آن است؛ در چنين جايى علت در حد حكم داخل بوده و با آن مساوى است. ٧٠٦ و اين بدين خاطر است كه در اينجا واجب است علتها از معلول، اخصّ نباشند، زيرا آنچه اخصّ از معلول است نمىتواند علت طبيعت حد اكبر و معلول بهطور مطلق باشد، بلكه مىتواند علت وجود حد اكبر در تكتك موضوعات باشد همانطور كه قبلا توضيح دادهايم، ٧٠٧ و اين موضوعات ناچار از نظر نوع مختلفاند، و ما در اينجا فرض كرده بوديم كه علت، علت تكتك موضوعات نيست بلكه علت امر جامع آنهاست: بنابراين چنين علمى داخل در حد است، و خود، حدّ و مبدأ برهان است، حد اوسط در چنين جايى است كه منعكس است، نه در هرجا، سخن معلم اول بايد بر اين وجه فهميده شود. و نبايد در اين مثال مناقشه شود مبنى بر اينكه خشك شدن رطوبت علت بالذات ريختن برگ نيست، بلكه علت بالعرض آن است. آرى علت بالذات همان ثقل طبيعى است و خشك شدن رطوبت علت عدم علت واصله و بنابراين سبب بالذات انفصال و سبب بالعرض ريختن برگ است- يعنى: به معناى از بين برندهى مانع. ٧٠٨
(٨٠٨) ثم قيل: فليت شعرى هل يمكن ألا يكون لشىء واحد بعينه من العوارض