برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٦٣٣ - يادداشتها
ريختن برگ درخت فقط ناشى از اين علت نباشد و علت ديگرى داشته باشد؟ يا امكان ندارد غير اين علت، و علّتهاى مختلفى غير از «خشك شدن رطوبت»، علت «ريختن برگ» باشد»؟
(٧١٢) - منظور معانىاى هستند كه اسم مشترك دارند؛ و اين اسم بر آنها به صورت مشترك لفظى دلالت مىكند.
(٧١٣) - بنا بر سياق عبارت، و تصريح بو على در پاراگراف بعد، دو علم حساب و هندسه مدّنظر است.
(٧١٤) - منظور از اين پاراگراف طولانى، طرح يك پرسش و تهيهى پاسخ مناسب با آن است. ما پرسش را در دو يادداشت شمارهى ٧١٠ و ٧١١ طرح و تقرير كرديم؛ اينك تقرير پاسخ ابن سينا: آرى يك امر واحد مىتواند علّتهاى مختلف، يعنى: بيش از يك علّت، داشته باشد. چگونه؟ هرگاه مسائلى داشته باشيم كه به موضوعات مختلف اختصاص داشته باشند، ولى مطلوب ما در تمام اين مسائل يك امر واحد باشد، و آن امر واحد معنى عامّى باشد كه تمام اين مسائل را شامل باشد، در اين صورت ما در واقع با مسائل كثير و مختلف مواجه نيستيم، بلكه با مسالهى واحد مواجهايم. و هرگاه براى آن مسائل حدود وسطى (يعنى: علّتها) در نظر بگيريم، چون مطلوب ما در تمام آنها امر واحد است، اين حدود وسطى نيز، هرچند كثيراند، امّا در واقع واحداند. مثال: هم در علم حساب، و هم در علم هندسه، امورى هستند كه به عنوان حدّ اوسط (يعنى: علّت) لحاظ مىشوند؛ امّا حدود وسطى در هر دو علم، اولا و بالذّات حدود وسطاى امرى واحداند، يعنى: حدّ اوسط كمّ، از آن جهت كه كمّ و مقدار است. اين حدّ اوسط امرى است كه دو حدّ اوسط علم حساب و علم هندسه در آن مشتركاند. به اين ترتيب است كه يك حدّ اوسط (يعنى: يك علت) مىتواند بين چند حدّ اوسط (يعنى: چند علت) مشترك باشد، و بنابراين امر واحد بيش از يك علّت، و علّتهاى مختلف، داشته باشد.
(٧١٥) - يعنى مىتواند واحد باشد.
(٧١٦) - در اين پاراگراف رابطهى بين حدّ اصغر و حدّ اوسط (يعنى: علّت) مطرح شده است. اين دو فقط زمانى برهم منعكساند و باهم مساوىاند كه حدّ اوسط چيزى باشد كه اولا و بالذّات بر حدّ اصغر ثابت است؛ امّا اگر حدّ اوسط بر حدّ اصغر ثانيا و بالعرض ثابت باشد و حدّ اصغر نيز چيزى باشد كه تحت حدّ اصغر اوّل واقع است، در اين صورت اين دو برهم منعكس و باهم مساوى نيستند. مثال مورد اول: «هر درخت برگهايش پهن است». در اينجا «درخت»، حدّ اصغر و «پهن بودن برگ»، حدّ اوسط است، كه باهم مساوى و برهم منعكساند. مثال مورد دوّم: «درخت زيتون (يا درخت انگور) برگهايش پهن است.» در اينجا «درخت زيتون» يا «درخت انگور»، حدّ اصغر و «پهن بودن برگ»، حدّ اوسط است؛ امّا اين حدّ اوسط بر «درخت انگور» يا بر درخت زيتون» نه اولا، بلكه ثانيا ثابت است، زيرا اولا بر «مطلق درخت» ثابت است، پس برهم منعكس و باهم مساوى نيستند.
در اينجا لازم است دقت شود كه به نظر من گويا در متن كتاب از سوى بو على اشتباهى رخ داده است؛ مىنويسد: «- مانند پهن بودن برگ- كه حد اصغر قرار داده مىشود و گفته مىشود: هر درختى پهن است.» در اين قضيه، «درخت» حد اصغر است نه «پهن بودن برگ».
(٧١٧) -- به متن بلافاصله بعد از متن مربوط به يادداشت شمارهى ٧١١. نوشت: «علّت حقيقى و ذاتى يك امر ممكن نيست چنين باشد، زيرا همانطور كه توضيح دادهايم، علّت حقيقى، حدّ و مبدأ برهان است».