برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤١ - فصل چهارم در شمارش مبادى قياسها به نحو عامّ
(٣٥) و آنچه بر سبيل تسليم است به نحوى كه بيش از يك فرد آن را پذيرفته است؛ يا رأيى است كه بر يك طايفهى خاصّى مستند است و يا رأيى است كه به يك طايفهى خاصّى مستند نيست، بلكه همهى مردم آن را قبول دارند و در آن عقيده بار آمده و در آن هيچ ترديدى روا نمىدارند: و اگر فرد عاقلى يكى از آن [تصديقات] را در نظر بگيرد و دربارهى خود چنين فرض كند كه ناگهان [هماينك] در عالم هستى قدم گذاشته است و عاقل هم هست، و به چيزى عادت داده نشده و تحت تأديب قرار نگرفته و به چيزى غير عقل التفات نكند و از حيا و خجالت منفعل نشود- چه اينكه اگر از اين دو منفعل شود در اين صورت حكم وى خلقى خواهد بود نه عقلى- و مصلحتى را رعايت نكند، چه در غير اين صورت [تصديق وى] از طريق حد اوسط صورت خواهد گرفت و ضرورى نخواهد بود، و از استقراء هم اعراض كند، چه باز در غير اين صورت [تصديق وى] از طريق حدّ اوسط صورت خواهد گرفت، و به اينكه آيا ممكن است رأى وى مورد نقض ديگران واقع گردد توجه نكند؛ پس هرگاه تمام اين [شروط] را به جا آورد و در صدد تشكيك در آن [تصديق كه در نظر گرفته] برآيد، [خواهد ديد كه] شكّ [در آن تصديق] امكان دارد: مانند اين [تصديقات] كه: «عدل زيبا است»، و «ظلم زشت است»، و «شكر منعم واجب است». بنابراين، اين تصديقات مشهوراتى هستند كه مورد قبول مىباشند؛ و اگر صادق باشند، صدق آنها توسط فطرت عقلى كه در منزلت مذكور قرار داده شده روشن نمىشود، بلكه برخى از اين مشهورات و مانند آن صادق هستند و لكن براى آنكه يقينى باشند نياز به برهان دارند، و برخى ديگر با رعايت شرط دقيقى صادق مىگردند كه عوام به آن شرط توجّه ندارند. ٣٤
(٣٦) و لا يبعد أن يكون فى المشهورات كاذب. و السبب فى اعتقاد المشهورات أخذ ما تقدمنا بالاحتزاز عنه عند تمثيلها فى الذهن للامتحان. و هذه هى المشهورات المطلقة.
(٣٦) بعيد نيست كه برخى از مشهورات كاذب باشند. و سبب اعتقاد به مشهورات در نظر گرفتن امورى است كه ما قبلا گفتيم بايد از رعايت آنها هنگام تمثّل تصديق مشهور در ذهن براى آزمايش خوددارى شود. ٣٥ اين بود مشهورات مطلق.
(٣٧) و أما التى تستند إلى طائفة فمثل ما يستند إلى أمة و إلى أرباب صناعة و تسمى مشهورات محدودة، و مثل ما يستند إلى واحد أو اثنين أو عدد محصور يوثق به