برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ١٩٣ - فصل پنجم در تحقيق ضرورى بودن مقدمات برهانها و مناسبت آنها
نتيجه داشته باشد هرچند اين نتيجه نتيجهى ضرورى نباشد باز خالى از فايده نيست بلكه دو فايده دارد: اول علم به وجود شىء، هرچند چون ما سبب آن را نمىدانيم اين علم يقينى نخواهد بود و بين مطلق علم و علم يقينى فرق است همانطور كه بين دانستن اينكه «الف ب است» و اينكه چرا «الف ب است» فرق است، و اين نكته هرچند يك امر مطلقا مربوط به نظر برهانى نيست با اينحال از يك جهت در برهان سودمند است. براى اينكه وقتى وجود چيزى ثابت شد برهان از كشف كنه لميّت آن قاصر نخواهد بود. و دوم الزام خصم و مخاطب است، آنگاه كه مخاطب مقدمات را بپذيرد، و اين فايدهى دوّم از مأخذ برهان به دور است، براى اينكه برهان متوقف بر پذيرش مقدمات از سوى خصم نيست بلكه برهان متوقف بر پذيرش حق و ضرورى بودن مقدمات است و مقدمات هرگز ضرورى به نحو مأخوذ در برهان نخواهند بود مگر اينكه محمولات آنها علاوه بر ضرورت، به يكى از دو وجه، ذاتى نيز باشند: ٢٤٠ زيرا ضروريات مختص به هر جنس يا اجناس و فصول آن هستند يا عوارض ذاتى آن مىباشند و غير از اين دو نوع، ذاتى، يا ضروريات غريبه هستند ٢٤١ يا امور غير ضرورى و اعراض مطلقند و از اين نوع امور لميّت شىء هرگز معلوم نمىشود.
(٢٥٦) فإذا كان الأوسط للأصغر ذاتيا، و الأكبر للأوسط ذاتيا، لم يمكن أن ينتقل من علم إلى علم آخر. بل يبين كل علم بمقدمات خاصة مثل الهندسيات ببراهين خاصة بالهندسة، و العدديات بالعدد. و لم يدخل فى شىء من العلوم بيان منقول أو بيان غريب إلا فيما يشتركان فيه- و سنوضح هذا بعد- فتكون المقدمات مناسبة للنتيجة.
(٢٥٦) پس هرگاه حد اوسط براى حد اصغر و حد اكبر براى حد اوسط ذاتى باشد امكان انتقال از علمى به علم ديگر وجود نخواهد داشت بلكه هر علمى با مقدمات خاص خود تبيين مىشود مانند امور مربوط به هندسه با براهين مخصوص هندسه و امور مربوط به عدد با براهين مربوط به عدد. و بيان منقول يا بيان غريب در چيزى از علم داخل نمىشود مگر در آنچه كه بين علوم مشترك است- و ما اين نكته را بعد از اين توضيح خواهيم داد. ٢٤٢ پس مقدمات بايد با نتيجه مناسبت داشته باشند.