برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ١٤٥ - فصل دوم در محمولهاى ذاتى كه در برهان شرط مىشوند
است» كه از موضوع اعم است، چگونه در حد موضوع اخذ مىشود؟ پس چنين نيست كه در حد هر محمول در مقدمات برهانى يا خود موضوع يا آنچه در حد موضوع است اخذ شود، مگر اينكه كسى چنين بگويد كه محمولهاى مقدمات [برهانى] يا در حدود موضوعات خود اخذ مىشوند، يا موضوع علم در حدود اين محمولها اخذ مىشود؛ يا به عبارت ديگر، محمولات مقدمات [برهانى] يا در حدود موضوعات خود اخذ مىشوند، يا موضوعات يا آنچه مقوم موضوعات است تا آنجا كه در قلمرو علم [مورد بحث] باشند. در حدود محمولات اخذ مىشوند. و معلم اول چنين رأى داده است، هرچند به آن تصريح نكرده است. پس هر محمول برهانى يا در حد موضوع اخذ مىشود، يا موضوع و مقوم آن در حد محصول اخذ مىشود، يا به صورت مطلق، مانند سطح براى مثلث، و يا به صورت تخصيصى كه ضرورتا بخود مىگيرد، مانند آنكه خط هرگاه «مساوى» بر آن حمل شود، بصورت «مساوى با يك خط» حمل مىشود كه امرى مخصّص است. و هرگاه «واحد» بر «عالم» حمل شود، واحد بر آن نه بصورت مطلق بلكه در عالميت حمل مىشود. و اين در هرحال نوعى تخصيص، اعم از زبانى يا فعلى است. ١٧٧
(١٨٠) و أما كيفية أخذ ما يقوّم الموضوع فى حد العارض فذلك أن يؤخذ موضوع المعروض له أو جنس المعروض له أو موضوع جنسه. الأول كما يؤخذ العدد فى حد مضروب عدد زوج فى عدد فرد؛ و المثلث فى حد مساواة مضروب ضلعه فى نفسه لمضروب الآخرين كل فى نفسه: فإن موضوع هذا العارض هو المثلث القائم الزاوية. و لكن يؤخذ فى حده المثلث. و الثانى كما يؤخذ السطح فى حد المثلث القائم الزاوية، فإنه موضوع جنسه. و الثالث كما يؤخذ العدد فى حد زوج الزوج. فجميع هذه يقال لها أعراض ذاتية.
(١٨٠) اما كيفيت اخذ مقوم موضوع در حد عارض ١٧٨ به اين صورت است كه موضوع معروض يا جنس معروض يا موضوع جنس معروض ١٧٩ در آن اخذ مىشود. مثال نوع اول مانند: عدد كه در تعريف حاصل ضرب عدد زوج در عدد فرد اخذ مىشود؛ و مثلث در تعريف تساوى حاصل ضرب يك ضلع در خود، با مجموع حاصل ضرب دو ضلع ديگر در خود، كه موضوع چنين عارضى مثلث قائم الزاويه است و مثال نوع دو مانند اخذ شدن سطح در حد مثلث قائم الزاويه، كه سطح موضوع جنس آن است. و مثال نوع سوم مانند اخذ شدن عدد در حد زوج زوج- همهى اين انواع عارض، عارض ذاتى ناميده مىشود. ١٨٠