برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٩١ - يادداشتها
آيا «ب» نيز محمول بدون واسطهاى دارد؟ و اگر آرى، آيا محمول «ب» نيز محمول بىواسطهاى دارد؟ و اگر آرى، آيا ... و اساسا اين سلسله حدّ يقف دارد يا ندارد؟ و آيا مىتواند حدّ يقف نداشته باشد؟ اين بود بحث و پرسشى كه در پاراگراف قبلى مطرح شد.
در اين پاراگراف، برعكس، سخن بر سر موضوعات است. فرض مىكنيم «ب» ذاتا شأنيت موضوع واقع شدن را نداشته باشد، امّا، خود، محمول بدون واسطهى «ط» باشد؛ و «ط» محمول بدون واسطهى «ج»، و «ج» محمول بدون واسطهى «د» باشد:
آيا «د» نيز بدون واسطه به موضوع ديگرى حمل مىشود و دائما هر موضوعى بدون واسطه به موضوع ديگر حمل مىشود، يا اين سلسلهى موضوعات حدّ يقف بايد داشته باشد؟
(٤٣٠) - خلاصهى مطالب اين فصل تا اينجا اين است كه آيا براى اثبات يك قضيّه- خواه قضيّهى موجبه، خواه قضيّه سالبه- براهين نامتناهى لازم است، يا نه، براهين اثبات هر قضيّهاى بايد متناهى باشد؟ بدون ترديد، اگر به اين سؤال پاسخ مثبت داده شود، معنى آن اين است كه هيچ قضيّهى بديهى وجود ندارد و براى هر قضيهاى بايد برهان آورد. و اگر به اين سؤال پاسخ منفى داده شود، به اين معنى است، كه همه چيز برهان ندارد و بعضى از تصديقات ما خودبهخود بديهىاند. پس اصل مسالهاى كه در اينجا مطرح است اين است كه «چرا نظريّات بايد به بديهيات منتهى شوند؟». به همين خاطر مرحوم علامه طباطبائى (ره) اين مطلب را در فصل سوّم از مقالهى اول «برهان» خود تحت عنوان «انتهاء تصديق نظرى به تصديق ضرورى» آورده است (صفحهى ٤٥ و بعد).
(٤٣١) - مفاهيمى كه برهم منعكساند، آن مفاهيمى هستند كه بينشان نسبت «تساوى» برقرار است، مثل:
انسان و ناطق. در اينگونه مفاهيم، هركدام از آنها مىتواند موضوع يا محمول واقع شود: «انسان ناطق است»، و «ناطق انسان است». حتى يكى از اين مفاهيم را مىتوان حدّ اوسط قرار داد و از اين طريق چيزى را بر مفهوم ديگر اثبات كرد؛ مانند:
هر انسان ناطق است/ و هر ناطق متفكّر و «كلّى ساز» است- پس هر انسان، متفكّر و «كلّىساز» است.
(٤٣٢) - زيرا موضوع و محمول برهم منعكساند.
(٤٣٣) - خلاصهى بحث در اين پاراگراف اين است كه سخن ارسطو، در ذيل پاراگراف ٥٠٦، مبنى بر اينكه «حمل يكى حمل حقيقى و حمل ديگرى حمل بالعرض باشد» دو تأويل مىتواند داشته باشد: (١) موضوع و محمول متعاكس باشند، مانند: انسان و خندهناك؛ در اينجا گفتن اينكه: «انسان خندهناك است» حمل حقيقى و گفتن اينكه «خندهناك انسان است» حمل بالعرض است؛ امّا در اين صورت شرطى كه دربارهى متعاكسات كرديم، مبنى بر اينكه هيچ كدام نبايد براى موضوع بودن اولويّت داشته باشد، در اينجا رعايت نشده است. (٢) موضوع و محمول متعاكس نباشند، مانند: انسان و حيوان؛ كه در اين صورت حمل حيوان بر انسان، حمل حقيقى و ذاتى است و حمل انسان بر حيوان حمل بالعرض