برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٦٢٢ - يادداشتها
(٦٢٦) - يعنى نتيجهى برهان شرح الاسمى است كه چون معناى آن تحقّق خارجى پيدا كند به حدّ تبديل مىشود.
(٦٢٧) - در اينجا منظور از «چيز»، حدّ اوسط است.
(٦٢٨) - منظور از «تحريف صورت» حفظ نكردن محمول بودن حدّ است.
(٦٢٩) - تا اينجا ابن سينا فقط به بيان كلمات ارسطو پرداخت؛ اينك به بيان آراء خود دربارهى مطالب منقول از ارسطو مىپردازد.
(٦٣٠) - ابن سينا در اينجا مىگويد كه حدّ اوسط قرار دادن حدّ حدّ اصغر براى فهميدن اصغر لازم نيست و فايدهاى ندارد مگر براى افراد ابله و كودن. زيرا اگر كسى معنى موضوع (يعنى: حدّ اصغر) را نفهمد، چگونه مىتواند حدّ آن موضوع را حدّ اوسط قرار دهد تا معنى آن موضوع را بفهمد؟ حدّ اوسط قرار دادن حدّ و تعريف حدّ اصغر، براى فهميدن معنى حدّ اصغر خود مستلزم اين است كه قبلا معنى حدّ اصغر فهميده شده باشد؛ پس اين كار نوعى مصادره بر مطلوب اوّل است. از سوى ديگر وضع حدّ اصغر به عنوان موضوع براى حمل حدّ و تعريف آن بر آن به عنوان حدّ اوسط، خود وضع حدّ و تعريف حدّ اصغر است. يعنى وضع شىء مساوى است با وضع حدّ شىء.
پس حدّ اوسط قرار دادن حدّ و تعريف حد اصغر، براى فهميدن حدّ اصغر سودمند نيست، مگر براى افراد ابله و كودن.
(٦٣١) - در اين پاراگراف مىگويد حتى استفاده از حدّ و تعريف حدّ اصغر به عنوان حدّ اوسط براى فهميدن صحّت حمل حد اكبر بر حدّ اصغر در نتيجهى برهان نيز سودمند نيست. زيرا اگر حمل اكبر بر اصغر بيّن نيست، حمل اكبر بر حد اوسط- كه حدّ و تعريف حدّ اصغر است- نيز بيّن نخواهد بود. و اگر حمل اكبر بر اصغر بيّن است، ديگر لزومى ندارد كه تعريف و حدّ حدّ اصغر را حدّ اوسط اين حمل قرار دهيم.
(٦٣٢) - يعنى به وجهى كه در يادداشت شمارهى ٦٣٠ توضيح داده شد بازگشت مىكند.
(٦٣٣) - منظور از «تمام» علت غائى است.
(٦٣٤) - موادّ اين فصل، از فصلهاى ١١، ١٢، و ١٣ از مقالهى دوّم انولوطيقا الاواخر اخذ شده است. محور اصلى بحث در اين فصل را بحث دربارهى انواع علل و كيفيت دخول آنها در حد تشكيل مىدهد.
(٦٣٥) - منظور از «مبدأ عنصرى» علّت مادى و از «مبدأ صورى» علت صورى است.
(٦٣٦) - از «مبدأ تمامى» غايت مدّنظر است.
(٦٣٧) - يعنى بالقوه بودن معلول، علت نمىخواهد؛ همين قدر كه علت، موجود و بالفعل نباشد، معلول خود بهخود بالقوه است.
(٦٣٨) - زيرا امكان ندارد علت صورى، يا علّت غائى، به صورت بالفعل تحقّق داشته باشند ولى معلول تحقّق نداشته باشد.
(٦٣٩) - طرح سؤال فوق به اين صورت كه: «چرا نور چراغ در فضاى وسيعى نفوذ مىكند، اگر نفوذ كند»؟ و تأكيد بر عبارت «اگر نفوذ كند» به اين خاطر است كه در خصوص ماهيّت نور، فيزيكدانان قديم عقايد مختلفى داشتهاند (- روانشناسى شفاء، ص ٩٩ و بعد). ابن سينا، خود، اعتقاد دارد كه نور جسم