برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٤٣٩ - فصل چهارم در مشاركت اجزاء حدّ و اجزاء بعضى براهين، و كيفيّت حدّ اوسط قرار گرفتن حدود و حدّ اوسط قرار گرفتن انواع علل
بنابراين حدود حقيقى سه قسم باقى مىمانند، نتيجهى برهان نيز از قبيل دلالت بر اسم است، جز اينكه گاهى به حدّ تبديل مىگردد. ٦٢٦ و اشكالى ندارد كه حدود اشياء بسيط از قبيل دلالت اسمى قرار داده شود كه به حدود تبديل مىشوند، مگر اينكه در اين اشياء شرط شود كه همچنين معانى اين اشياء نبايد مركّب باشد، و بدين ترتيب دلالت اسم، اعمّ از آن قرار داده شود.
حتّى براى اشيايى كه تركيب آنها بالعرض است نيز چنين دلالت كند، مانند ابيض و بينى پهن و مانند آن. در هرحال اين قسم قسمى يا نوعى است كه تحت آن درمىآيد، و در حقيقت تقسيم اوّل ما از حدّ شامل آن نمىشود.
(٧١٨) فقد عرفت أن من الحدود ما من شأنه أن يدخل فى البرهان و يناسبه.
(٧١٨) بنابراين دانستى كه بعضى از حدود اين شأنيّت را دارند كه در برهان داخل شوند و با آن مناسب باشند.
(٧١٩) و إذا كان وجود الأكبر لشىء أعرف من وجود الأكبر للأصغر، فيجعل ذلك الشىء حدا أوسط و يكون القياس من الشكل الأول. و إذا كان الأكبر عارضا ذاتيا يظهر لحد الأصغر أكثر من ظهوره للأصغر فتوسط حد الحد الأصغر على سبيل الشكل الأول. و إن كان سلب حد الحد الأكبر عن الأصغر أظهر من سلب الأكبر، و حفظنا الحد محمولا، بيّنّا ذلك بالشكل الثانى لا غير، إلا أن نحرّف الصورة. و إذا كان سلب حد الأكبر عن حد الحد الأصغر أظهر من سلبه عن الحد الأصغر، بيّنا ذلك بالشكل الأول لا غير، إلا أن نحرّف الصورة.
(٧١٩) هرگاه وجود اكبر براى چيزى ٦٢٧ از وجودش براى اصغر اعرف باشد، آن چيز حدّ اوسط واقع مىشود و قياس به هيئت شكل اوّل تشكيل مىگردد. و هرگاه اكبر عارض ذاتى باشد و ظهورش براى حدّ اصغر از ظهور حدّ اوسط براى اصغر بيشتر باشد آن اكبر براى اصغر بر سبيل شكل اوّل حدّ اوسط واقع مىشود. و اگر سلب حدّ حدّ اكبر از اصغر اظهر از سلب اكبر باشد، و بخواهيم محمول بودن حدّ را حفظ كنيم، اين امر فقط به هيئت شكل دوّم تبيين مىشود، مگر آنكه صورت را تحريف كنيم، ٦٢٨ و هرگاه سلب حدّ اكبر از حدّ حدّ اصغر از سلب آن از حدّ اصغر اظهر باشد، اين امر فقط با شكل اوّل تبيين مىشود، مگر آنكه صورت را تحريف كنيم.