برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٣٧٦ - فصل نهم دربارهى علم و ظنّ و اشتراك و تباين آنها و دربارهى معنى ذهن و فهم و حدس و ذكاء و صناعت و حكمت
زيرا بهگونهاى كه زوال آن ممكن نباشد حاصل نشده است. ٥٠٥ و اعتقاد به چيزى كه فلان صفت را داراست، ولى اعتقاد ديگرى بصورت بالفعل با آن همراه نيست، بلكه به صورت بالقوه با آن همراه است- و هرگاه به آن توجه داده شود، اين اعتقاد حاصل مىشود كه ممكن نيست آن چيز داراى فلان صفت نباشد. و اعتقاد دربارهى اينكه آن چيز داراى فلان صفت نيست- و اين نوع اعتقاد، جهل است و با علم در تضاد بوده و با آن مشاركت ندارد. ٥٠٦
(٦٠٦) لكن اعتقاد أنه يمكن ألا يكون كذا إما أن يعتقده فى الموجود كذا الذى ليس من شأنه ألا يكون إلا كذا، أو فى الموجود كذا و من شأنه ألا يكون كذا. و كل واحد من هذين بالحرى أن يسمى ظنا. و الأول منهما فإنه ظن صادق مركب بجهل مضاد. و أما الموجود كذا و من شأنه ألا يكون كذا، و الاعتقاد فيه أنه كذا مع الاعتقاد أن من شأنه ألا يكون، إن كان لا كونه على أنه جائز فى نفسه- لكن الوجود قد غلب- أو جائز فى وقت آخر، فهذا نوع من العلم ليس ظنا. و لكنه إن وقع بما يوجبه كان يقينا ما بالشىء على ما هو به. و إن كان على أنه يرى و يحكم أنه موجود، و يخطر بالبال عسى ألا يكون موجودا عند ما يفرضه موجودا، حتى يجوز أن يكون اعتقاد وجوده حين يضعه موجودا كاذبا- فهو الظن الصادق المطلق الذى ليس فيه تركيب بجهل مضاد، بل بجهل بسيط: إذ لا بد فى كل ظن من جهل.
(٦٠٦) لكن اعتقاد به اينكه آن چيز ممكن است داراى فلان صفت نباشد، يا دربارهى موجودى است كه شأنيت آن اين است كه حتما آن صفت را داشته باشد، و يا دربارهى موجودى است كه شأنيت آن اين است كه آن صفت را نداشته باشد. و هريك از اين دو مورد شايسته است كه ظنّ ناميده شود. ٥٠٧ مورد اول مركب است از ظنّ صادق و جهل متضاد با آن. اما اگر دربارهى موجودى كه فلان صفت را دارد ولى شأنش اين است كه آن را نداشته باشد، اعتقاد داشته باشيم كه فلان صفت را دارد، نيز اعتقاد داشته باشيم كه شأنش اين است كه آن را نداشته باشد، اگر نداشتن آن صفت فى نفسه يا در وقتى از اوقات اصلا جايز باشد- لكن در واقعيت آن صفت را غالبا داشته باشد- اين اعتقاد نوعى از علم است و ظنّ محسوب نمىشود. ٥٠٨ لكن اگر اين اعتقاد به سبب علتى كه آن را ايجاب كرده است حاصل شده باشد، در اين صورت يك اعتقاد يقينى است و مطابق با واقع است. و اگر شخص همينطورى حكم مىكند كه آن چيز موجود است، ولى اين توجه را داشته باشد كه چهبسا موجود نباشد، و به اين ترتيب كذب اعتقاد خود را جايز بداند- در اين صورت اين اعتقاد يك ظنّ صادق مطلقى است كه با جهل