برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ١١٨ - فصل دوازدهم در مبدأ برهان
باللاصدق فيخالطه شىء من الكذب. بل قد يقال إن كذا أولى بكذا من كذا إذا كانا فى طبيعة سواء لكن أحدهما له الأمر فى نفسه أولا و للآخر بعد. و إذا صدقت النفس بأمرين كليهما، لكن صدقت بأحد الأمرين قبل و بالآخر بعد، كانت النفس تصدق بأحدهما ملتفتة إليه نفسه، و بالآخر ليس ملتفتة إليه نفسه بل ملتفتة إلى الأول، فكان التصديق بالأول أشد لهذا المعنى. فإن شوّشك هذا الفصل فدعه فلا كبير جدوى فيه.
(١٤٤) از آنجا كه برهان، دربارهى مجهول، تصديق يقينى توليد مىكند، و اين امر به سبب مبادى برهان حاصل مىشود، پس لازم است كه تصديق ما نسبت به مبادى [از تصديق ما نسبت به نتيجه] مقدم باشد. صرف تصديق همه يا بعضى از مبادى برهان، يعنى آن مبادى كه فقط مصادره نيستند، كفايت نمىكند، بلكه بايد تصديق به اين مبادى نسبت به تصديق به نتيجه آكد بوده و اولويت داشته باشد؛ همچنين تصديق مقابل مبادى نسبت به تكذيب مقابل نتيجه از طرف ما، بايد اولويت و تأكيد داشته باشد ١٤٧. و منظور از مقابل در اينجا، فقط نقيض نيست، بلكه ضد هم مدّ نظر است. دليل اين امر اين است كه هرگاه چيزى، در يك معنى مشترك علت چيز ديگر باشد، واجب است، اين معنى مشترك در علت آكد و زياد باشد، زيرا از طريق آن، در معلول حاصل مىشود. مثلا اگر دو چيز را دوست داشته باشيم، به نحوى كه دوست داشتن يكى سبب دوست داشتن ديگرى باشد؛ در اين صورت سبب اولويت دارد كه بيشتر دوست داشته شود، مانند فرزند و معلم فرزند. و نبايد گمان شود كه هر دو چيزى كه يكى نسبت به ديگرى اولويت داشته باشد، اين اولويت، نشانگر نقص ديگرى يا نشانگر آلودگى ديگرى به ضد آن امر است؛ همانطور كه گمان مىشود كه سياهتر بودن آنچه در سياه مشترك است، نشانگر زياد بودن سياهى در يكى و زياد بودن سفيدى در ديگرى است؛ تا اينكه وقتى يكى به صدق اولويت داشته باشد ديگرى به مقابل صدق اولويت داشته باشد و چيزى از كذب با آن آميخته گردد. بلكه گاهى گفته مىشود كه فلان چيز به فلان خاصيت از فلان چيز ديگر اولويت دارد در حالىكه طبيعت هر دو يكسان است، لكن فلان خاصيت براى يكى فىنفسه ثابت است و براى ديگرى بعد از اولى ثابت مىشود. و هرگاه نفس او به نحوى كه ابتدا يكى از آن دو و سپس ديگرى را تصديق كند؛ در واقع نفس اولى را با توجه به خود آن و ديگرى را نه با توجه به خود آن بلكه با توجه به اولى تصديق كرده است؛ پس در اين صورت تصديق اولى، به اين معنى شديدتر است.
اگر مطالب اين پاراگراف ذهن تو را مشوش كند، آن را رها كن، زيرا زياد سودمند نيست.
(١٤٥) و اعلم أنه لما سمع ما قيل فى التعليم الأول حيث قيل ما قيل: «فجميع التى