برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ١٠٤ - فصل دهم در بيان چگونگى عليت يك مفهوم خاص در انتاج حمل مفهوم عام بر مفهوم اخص، و تبيين فرق بين اجناس و مواد، و فرق بين صور و فصول
تو آسان گردد، و چهبسا درك آن مشكل باشد، و البته طبيعت اين مسئله يكنواخت نيست [كه هميشه يا مشكل يا آسان باشد]. و هرگاه اراده كردى اين مطلب را اعتبار كنى، فرق بين فصل و نوع را در نظر داشته باش و بيان ما، مبنى بر اينكه طبيعت هر فصلى هرچند از نظر وجود با نوع واحدى مساوى است خودبهخود اين صلاحيت را دارد كه بر انواع زيادى حمل شود، ١٢٥ را مورد دقت قرار بده، پس هرگاه اين نكته را خوب اعتبار كردى درمىيابى كه محال است طبيعت فصل جنس بر انسان حمل شود بدون اينكه قبلا حيوان بر اين فصل حمل شده باشد، در حالىكه [وقتى طبيعت فصل خودبهخود اعتبار شود هنوز] حيوانيت بر آن حمل نشده است. پس روشن شد كه هرگاه جنس قريب بالفعل به نوع نسبت داده شود و بعد از آن جنس بعيد يا فصل آن بر اين نوع بالفعل نسبت داده شود در اين صورت نسبت جنس جنس و فصل جنس نمىتواند قبل از نسبت جنس باشد، و اين اعتبار مانند اعتبار كسى نيست كه طبيعت جنس و فصل را خودبخود بدون نسبت دادن به چيزى به نحو بالفعل اخذ مىكند كه در آن صورت جايز است اعم قبل از اخص به وجود آيد. و بين قبليت از نظر اصل وجود و قبليت از نظر موجود بودن در چيزى ديگر فرق است.
(١٢١) فقد اتضح من ذلك أن الشبهة منحلة. و هذا يتبين بيانا أوضح إذا نحن تأملنا الأمور البسيطة. فإنه لا يجوز أن يوجد معنى اللون لشىء ثم توجد له البياضية، بل الموجود الأول له هو البياضية. و إذا وجد الشىء بياضا أو سوادا تبعه وجود أن للشىء لونا، و إن كان اللون أعم من البياض و قد يوجد حيث لا يوجد البياض. لكنه لا يوجد لجزئيات البياض إلا لأنه موجود للبياض، إذ كان معنى فصل الجنس و جنسه يوجدان للجنس و إن لم يوجدا لنوعه المعين. و لا يوجدان للنوع إلا و قد وجدا للجنس. فهما إذن لمعنى الجنس قبلهما لمعنى النوع. فظاهر بيّن أن وجودهما للجنس بذاته، و وجودهما للنوع بالجنس.
فإذن الجنس سبب فى وجودهما للنوع: لأن كل ما هو بذاته فهو سبب لما ليس بذاته.
(١٢١) پس با اين بيان شبهه حل مىشود، ١٢٦ و در اين حل شبهه ١٢٧ هرگاه امور بسيط را مورد تأمل قرار دهيم با بيان واضحترى روشن مىشود؛ زيرا جايز نيست كه ابتدا معنى «رنگ» براى چيزى حاصل شود و سپس معنى «سفيدى» بر آن تحصل يابد، بلكه آنچه ابتدا حاصل مىشود «سفيدى» است. و وقتى چيزى سفيد يا سياه باشد به تبع آن معنى رنگ براى آن حاصل مىشود، اگرچه مفهوم رنگ از مفهوم «سفيد» اعم باشد، و اگرچه گاهى رنگ بدون حصول سفيدى حاصل شود. لكن مفهوم رنگ براى جزئيات سفيدى حاصل نمىشود مگر به